صفحه 1 : همه دانا
صفحه 2 : خبر همدان
صفحه 3 : شهرستان
صفحه 4 : همه دانا
صفحه 5 : ایران و جهان
صفحه 6 : ورزش
صفحه 7 : فرهنگ شهروندی
صفحه 8 : خبر همدان
۱۴
بهمن
۱۴۰۴
شماره
۶۰۹۸
عناوین صفحه
هگمتانه، گروه رفیق شهیدم: مردم همدان همواره با «اتحاد» و «تدیّن» درطول تاریخ دربرابر نظام شاهنشاهی و پهلوی ایستادگی کردند، مسیری که جرقههای آن سالها پیش زده و درنهایت به پیروزی بزرگ انقلاب اسلامی ختم شد.
اعتراضها علیه نظام طاغوت، ظلم و ستمهای روا شده به مردم، کمرنگ بودن دین و اخلاق مداری و بیعرضگیهای صورت گرفته، همگی موجب ناآرامیها و اعتراضهای مردمی در کشور شد.
راهی که در آن تمامی آحاد مردم، زن و مردم، نوجوانان و جوانان وارد میدان میشدند تا بتوانند اعتراضشان را مطرح کنند.
مردم همدان نیز در این راه، همواره با «اتحاد» و «تدیّن» در طول تاریخ در برابر نظام شاهنشاهی و پهلوی ایستادگی کردند، مسیری که جرقههای آن سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی زده شد و در نهایت این مسیر ختم به پیروزی بزرگ شد.
در این نوشتار در پی آن هستیم تا این نقش آفرینیها را ترسیم کنیم و در این راستا صحبتهای سیدعلی مساوات؛ فعال انقلابی و پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی را با هم می خوانیم.
از جنگ جهانی اول تا ملی شدن صنعت نفت
مخالفتهای مردم همدان با رژیم پهلوی و حکومت شاهنشاهی سایه دیرینه ای دارد. مسیری که در جنگ جهانی اول مردم با آن روبهرو بودند، مخالفتهای مردم در سال 1314 و 1315 با مسأله کشف حجاب و مواردی از این قبیل همواره در همدان قابل مشاهده بود. مردم همدان همواره هوشیار و آگاه در برابر چنین مشکلات و موضوعهایی ایستادگی کردند، مقاومتهایی در سایه تدیّن.
برای اولین بار مجسمه شاه در همدان سال 1332 پایین آورده شد
همدان، مدتها تحت سیطره و اشغال انگلیسها و روسها بود. شروع سال 1320 با این بحثها و ملی شدن صنعت نفت مطرح شد و مردم همدان همراه با حرکت آیتا... کاشانی و دولت مصدق همراه شدند و برای اولین بار مجسمه شاه در همدان سال 1332 شمسی پایین آورده شد.
مجسمهای که در میدان اصلی شهر همدان به نام میدان پهلوی قرار داشت، پایین کشیده شد و به گوشهای پرتاب شد که پس از ساقط شدن دولت مصدق به نوعی باز آن مجسمه سر جایش برگردانده شد.
از سال 1341 با فوت آیتا... کاشانی و بروجردی در اصل خلائی در سطح حوزههای علمیه کشور اتفاق افتاد. مسأله اعلمیت مطرح شد که چه کسی اعلم باشد.
جرقه موضوع اعلمیت حضرت امام (ره) از همدان زده شد
حوزه علمیه همدان با حضور آیتا... ملاعلی و آیتا... مدنی که در شهر همدان بودند. با هدایت این افراد، جرقه موضوع اعلمیت حضرت امام (ره) از همدان زده را زد، حتی وضعیت به گونهای شد که برخی از روحانیون همدان به حوزههای علمیه کشور رفتند و شروع به جمع آوری امضاء در این راستا کردند که در این عرصه نیز موفق هم بودند.
در اصل، اولین حرکت مردم در سال 1341 با تصویب لایحه ایالتی و ولایتی که قانون تصویب شدهای بود و در آن قسم خوردن نمایندگان به قرآن برداشته شده بود، همراه بود. همه این طرح و توطئه از بهائیت بود، به نوعی که هدایت جامعه به سمت بیدینی و بیمذهبی برود اما در همدان باز هم به عنوان اولین شهر مخالفت با انجمنهای ایالتی و ولایتی رخ داد.
و در نهایت، به سبب مخالفتهای صورت گرفته در کشور (که بیشترین تشعشع آن از همدان بود) این قانون تصویب نشد.
مخالفتهای مردم و همراهی شان با انقلاب از سال 42 شروع شد
در عید سال 1342 به فرموده اکثر علما تا خرداد 1342 قم و تهران و دیگر شهرها همواره مردم در ماجراها حضور داشتند. مردم همدان در ماجرای 15 خردادماه به سبب دستگیری حضرت امام (ره) وارد کار شدند و در راهپیماییها پس از آن افراد زیادی از همدان به قم رفتند و در اعتراضها و راهپیماییها حضور داشتند. حتی شهید هم در سطح استان همدان در 15 خردادماه سال 1342 در قم در این راستا داشتیم.
مخالفتهای مردم و همراهی شأن با انقلاب حضرت امام (ره) از سال 42 شروع شد، مردم دسته دسته با حضرت امام (ره) بیعت میکردند. روحانیون استان همدان با رهبری حضرت آیتا... مدنی و ملاعلی وارد کار شده بودند.
همراهی مردم همدان با انقلاب تا سال 1357 ادامه داشت تا در سال 1357 به پیروزی انقلاب ختم شد. در این دوران همواره شعار نویسی هایی در سطح استان همدان رخ میداد. جشنهای 2500 ساله در همدان با مقاومتهایی روبهرو میشد، حتی مردم در برابر نصب پرچم شاهنشاهی در مقابل مغازههای خود مقاومت میکردند.
مردم در آن دوران همواره مخالفتهای خود با شاه را اعلام میکردند و نشان میدادند که این حکومت را نمیخواهند، تا سال 1356 که شهادت سید مصطفی خمینی فرزند امام (ره) را شاهد بودیم و حرکتی در قم اتفاق افتاد.
چهلم وی در تبریز و در نهایت، اعلام عزای عمومی عید سال 1357 از سوی ملاعلی معصومی به دلیل شهدای قم و تبریز همه و همه نشان میدهد که در اصل، این حرکتها در همدان آغاز شده است. در آن روزها، آیتا... مدنی به جای دیگری تبعید شده بودند و در همدان حضور نداشتند و به عنوان علمدار انقلاب در همدان فعالیت داشت.
نهم فروردین ماه 1357 که مصادف با چهلم شهدای تبریز بود، در همدان نیز شاهد برگزاری مراسمی در مسجد جامع بودیم. در پی این مراسم، درگیریهایی در مسجد جامع همدان ایجاد شد، شهربانی وارد شد و در همان روز در یزد، مردم یزد نیز حرکاتی داشتند و عدهای به شهادت رسیدند.
دوباره در مراسم چهلم شهدای یزد در 19 اردیبهشت ماه 1357 مراسمهایی در این خصوص در مسجد جامع همدان برگزار شد، این بار ساواک و شهربانی همه دست به دست هم دادند و موج عظیمی از نیروهای انتظامی و امنیتی وارد مسجد جامع شدند و تعداد زیادی از انقلابیون را در آنجا دستگیر و به شدت مجروح کردند. عدهای نیز به ندامتگاه همدان و عدهای به ندامتگاه سنندج فرستاده شدند.
جرقههای انقلاب به صورت رسمی در اردیبهشت ماه 1357 در همدان زده شده بود
دیگر، جرقههای انقلاب به صورت رسمی در اردیبهشت ماه 1357 در همدان زده شده بود، کسالت آخوند ملاعلی معصومی در آن روزگار در این حرکتها سکونی را ایجاد کرد و در اواخر تیرماه 1357 این عالم بزرگ انقلابی رحلت کردند.
پیکر وی که برای معالجه به انگلستان رفته بود، به تهران و سپس به همدان انتقال داده شد؛ در 4 تیرماه 1357 تشییع جنازهای عظیم و بی نظیر و البته تاریخی در همدان برای آملاعلی معصومی برگزار شد. پیکر ایشان از ورودی شهر و امامزاده عبدالله انتقال داده شد و به مرور، سمت میدان امام و خیابان شهدا (شاپور سابق) انتقال داده شد. در طول این مسیر، مشروب فروشها و مراکز فساد مورد حمله مردم قرار میگرفت و شیشههای آنها خرد میشد.
برای اولین بار در همدان شعار «مرگ بر شاه» و «درود بر خمینی» رسماً سر داده شد
تشییع پیکر به سمت باغ بهشت همدان ادامه داشت، در این مراسم برای اولین بار در همدان شعار «مرگ بر شاه» و «درود بر خمینی» رسماً سر داده شد. به گفته برخی بالای صد هزار نفر جمعیت در این مراسم حضور داشتند و یک صدا «مرگ بر شاه» میگفتند و مسیری طولانی را تا باغ بهشت پیاده رفتند. مردم در ادامه حتی به سمت مرکز فسادی که در ادامه مسیر باغ بهشت همدان بود، حرکت کردند و آنجا را هم به آتش کشیدند. نیروهای ساواک و نظامی مردم را به گلوله بستند و تعدادی در این راه مجروح شدند و اولین شهید همدان به اسم جمشید شرفخانی، نوجوانی 16 ساله نیز در همان به شهادت رسید.
از مردادماه 1357 مراسمها بار دیگر شروع شد، به مرور راهپیماییها هر چند روز یکبار اتفاق میافتاد تا زمانی که در 17 شهریورماه اتفاقاتی در تهران افتاد، در این راستا در همدان نیز از 18 شهریورماه هر روز غوغا بود و هر روز راهپیماییهایی علیه رژیم شاه برگزار میشد.
قیام دانشآموزان و دانشجویان همدان در 30 مهر 57
این اتفاقات ادامه داشت تا به یکم مهرماه و بازگشایی مدارس نزدیک شدیم. بازگشایی مدارس در همدان به منزله یک سیلی بسیار محکم به صورت عناصر رژیم بود. یعنی اگر قبلاً نوجوانان به نوعی همدیگر را نمیتوانستند پیدا کنند یا سازماندهی شوند، حال در قالب این مدارس به ویژه دبیرستانها و راهنماییها چه دخترانه و چه پسرانه سازماندهی میشدند و پس از آنکه در ظهر مدارس تعطیل میشد، اینها همه با شعار «مرگ بر شاه» از مدارسشان به سمت میادین اصلی شهر حرکت میکردند.
در این وضعیت شهر همدان واقعاً قابل کنترل نبود، این وقایع پشت سر هم رخ میداد و هر روز شاهد راهپیمایی محصلها بودیم و با این روند واقعاً کار برای ساواک و شهربانی سخت شده بود. در نهایت، حادثه سیاُم مهرماه 57 که اتفاق افتاد، چند روز قبل آن در مدرسه دخترانه پروین اعتصامی به مناسبت چهلم شهدای 17 شهریورماه تهران مراسمی گرفته شد.
عناصر رژیم به این مدرسه می آیند و دختران انقلابی همدان و دبیران آنها را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، روسری از سر برخی از دختران می کشند و به شدت آنها را کتک میزدند. این قضیه مانند یک بمب اتم در همدان پیچید و روز 30 مهرماه در اصل به تلافی این حرکت که عناصر رژیم انجام داده بودند، در همدان آن قیام دانشآموزی و دانشجویی اتفاق افتاد.
همه دبیرستانها تعطیل و دانشآموزان به سمت میدان حضرت امام حرکت کردند. در آنجا عناصر رژیم برای مقابله با این حرکت آمادگی داشتن؛ بدین ترتیب، نیروهای رژیم در ابتدای خیابان شهدا نزدیک هتل یاس فعلی و برخی از پشت بام مغازهها از قبل موضع گیری کرده بودند و به محض اینکه جمعیت به آنجا آمدند و در پی رفتن به سمت حوزه علمیه بودند تا با علما صحبت کنند. مردم را به گلوله بستند.
آنجا ما دو شهید بزرگوار داریم؛ شهیدان «نصرت الله داوری» و «باقر مصفا»، دو تن از کسبه بسیار شریف، انقلابی و مسلمان که به شهادت رسیدند.
15، 16 تن از دانشآموزان و سایر مردم در این اتفاقات مجروح شده و تیر خوردند و تعداد زیادی هم دستگیر شدند. دیگر همدان حالت جنگ زده پیدا کرده بود و از اوایل آبانماه اصلاً مردم از صبح در خیابان بودند، شعار میدادند و بسیاری از اماکن مانند بانکها تعطیل شد؛ به نوعی عناصر انقلابی به نوعی محل کارشان را تعطیل کردند. از جمله مهمترین آنها میتوان از بانک سپه که حقوق نظامیها و انتظامیها را میداد، نام برد که پرسنل، آن را تعطیل کردند و باعث شدند که اختلالی در شبکه بانکی در سطح شهر همدان اتفاق بیفتد. این مسیر ادامه داشت تا در نهایت طی اتفاقات بسیار در بهمن ماه 57 شاهد پیروزی انقلاب اسلامی ایران بودیم.