صفحه 1 : اندیشه
صفحه 2 : خبر همدان
صفحه 3 : شهرستان
صفحه 4 : اندیشه
صفحه 5 : ایران و جهان
صفحه 6 : ورزش
صفحه 7 : فرهنگ شهروندی
صفحه 8 : فرهنگی
۸
بهمن
۱۴۰۴
شماره
۶۰۹۳
عناوین صفحه
هگمتانه، گروه همدانشناسی: روایت همدان؛ شهری که مهد مهر و معرفت، سرزمین شاعرانی است که عشق را در واژه معنا کردند و عارفانی که در جستجوی حقیقت، راهی افقهای دور شدند؛ از کوچههای قدیمی این شهر تا بلندای قلهالوند، نامهایی میدرخشد که یاد و یادگارشان، هنوز الهامبخش دلهای جویای حقیقت است.
به گزارش هگمتانه؛ همدان، دیار کهنی که نام باستانیاش «هگمتانه» در تار و پود تاریخ ایرانزمین نقش بسته، همواره در جایگاه یکی از مراکز مهم تمدنی، دینی و فرهنگی ایران مطرح بوده است. شهری که هر کوچه و خیابانش یادگار قرون و اعصار است و در دل خود لایههای متعدد تاریخ، فرهنگ، هنر و دانش را جای داده است. از معماری کهن و بازارهای تاریخی گرفته تا نام بزرگان و مفاخر علمی، ادبی و عرفانی، همه و همه بخشی از هویتی هستند که این شهر را از دیگر نقاط ایران متمایز میسازند.
در چنین بستری، پویش «فرزند هگمتانه» بهمثابه حرکتی تازه و خلاقانه از سوی شهرداری همدان شکل گرفته است؛ حرکتی که تلاش میکند میراث معنوی و هویتی همدان را نه فقط در کتابها و خاطرهها، بلکه در شهر و در ذهن شهروندان جاری سازد.
در نگاه نخست، ممکن است پویش «فرزند هگمتانه» حرکتی نمادین به نظر برسد؛ نصب تصاویر بزرگان روی تابلوهای تبلیغاتی، تولید محتواهای چندرسانهای و یادآوری چهرههایی که در تاریخ و فرهنگ این سرزمین نقش داشتهاند اما در لایههای عمیقتر، این پویش حامل یک پیام بنیادین است، بازگشت به خویشتن فرهنگی و بازشناسی ریشههای هویتی در روزگاری که امواج رسانهای جهانی، ذهنها را بهسوی بیریشگی سوق میدهند.
وقتی شهری همچون همدان، مفاخر خود را در منظر عمومی به نمایش میگذارد، در حقیقت به شهروندانش یادآوری میکند که این خاک، تنها جغرافیا نیست؛ بلکه بستری است که بر آن اندیشمندان، هنرمندان، دانشمندان و عارفان بالیدهاند؛ این یادآوری، هویت جمعی را تقویت میکند و جامعه را نسبت به گذشته خود متعهد میسازد.
اهمیت بازنمایی مفاخر در هویت شهری
هر شهر، گذشتهای دارد که همانند شریانهای پنهان، در رگهای امروز آن جاری است و اگر این شریانها قطع شوند، جامعه دچار نوعی بیهویتی خواهد شد. در جهان معاصر، که فرایند جهانیشدن گاه با یکسانسازی فرهنگی همراه است، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنمایی میراث و مفاخر بومی هستیم.
در همدان، پویش «فرزند هگمتانه» بهخوبی توانسته است این اصل را برجسته کند. نمایشگرهای شهری که چهره بزرگان را نشان میدهند، صرفاً تابلوهایی تبلیغاتی نیستند، بلکه نمادهایی از حافظه جمعی هستند. وقتی یک جوان همدانی هر روز در مسیر مدرسه یا دانشگاه تصویر بزرگی را میبیند که از دل تاریخ این شهر برخاسته، ناخودآگاه به این اندیشه میرسد که او نیز بخشی از تداوم این تاریخ است و این همان لحظهای است که هویت جمعی در ذهن فرد نهادینه میشود.
پویش «فرزند هگمتانه» را میتوان از منظرهای گوناگون بررسی کرد که از جمله کارکرد آموزشی است، این پویش در حکم یک کلاس درس عمومی است و شهروندان، بدون نیاز به نشستن در کلاسهای تاریخ یا فلسفه، در مواجهه با تصاویر و نام بزرگان، با پیشینه فرهنگی و علمی شهر خود آشنا میشوند.
کارکرد هویتی؛ در دنیایی که بسیاری از جوانان هویت خود را در شبکههای اجتماعی جستجو میکنند، چنین پویشی به آنان یادآوری میکند که ریشههایشان در خاکی استوار و پربار قرار دارد. و دیگر اینکه کارکرد فرهنگی ـ هنری دارد و شهر با این اقدام به یک نگارخانه زنده بدل میشود. تابلوهای و سازههای تبلیغاتی، که گاه صرفاً مصرف تجاری دارند، این بار در خدمت فرهنگ و هنر قرار گرفتهاند.
از کارکرد روانشناختی هم دور نشویم که مشاهده مکرر چهرههای فرهیخته در فضاهای عمومی، احساس غرور و تعلق به شهر را در شهروندان تقویت میکند و جامعهای که به بزرگان خود افتخار کند، اعتمادبهنفس بیشتری در مواجهه با چالشهای آینده خواهد داشت.
پویش «فرزند هگمتانه» الگویی است از اینکه چگونه میتوان گذشته را با حال پیوند زد. در بسیاری از کشورها، مفاخر فرهنگی و علمی در قالب موزهها، یادبودها یا نامگذاری خیابانها معرفی میشوند اما در همدان، این حرکت یک گام فراتر رفته و چهرههای مفاخر را به جزئی از زندگی روزمره مردم تبدیل کرده است.
این پیوند گذشته و آینده، همان چیزی است که جامعه امروز ایران به آن نیاز دارد و اگر نسل جوان بداند که پیشینیانش چگونه در عرصههای مختلف خوش درخشیدهاند، انگیزه بیشتری برای ساختن آینده خواهد داشت.
در کنار این حرکت فرهنگی، سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری در قالب طرح ارزشمند «پویش فرزند هگمتانه»، روزنامه هگمتانه نیز رسالتی را دنبال میکند؛ معرفی و پاسداشت مفاخر و شخصیتهای برجستهای که هر یک با اندیشه، ایمان، علم و خدمت خود بخشی از هویت امروز همدان را ساختهاند.
این روزنامه با انتشار مطالبی در صفحه «همدانشناسی»، هر هفته چهرههایی را به مردم معرفی کرده که نام و راهشان همچنان الهامبخش جامعه است. هدف این حرکت، نه صرفاً یادآوری گذشته، بلکه استمرار مسیر روشن انسانهایی است که در زمینههای گوناگون، از دین و تعلیم گرفته تا مدیریت شهری و ادبیات، نقشی مؤثر در اعتلای فرهنگ و اجتماع همدان داشتهاند.
در روزگار پرشتاب امروز که هیاهوی زندگی گاه صدای ریشهها را در پس خود پنهان میکند، یادآوری از مفاخر و بزرگمردان این سرزمین، نهتنها ادای دینی به آنان است، بلکه چراغی است برای نسل جوان تا در پرتو شناخت گذشته، راه آینده را روشنتر بیابند. از همین رو در این شماره از روزنامه نیز، با هم به دیدار گروهی از این بزرگمردان میرویم؛ از دکتر تقی پورنامداریان معلم فرهیخته و نامی گرفته تا هنرمندانی چون عباس عبرزاده، محمود شریفی امینا و سیاوش دیهمی.
همدان همچنان زنده است؛ در کلام آنان که از این خاک برخاستند و با اندیشه خویش، نام شهرشان را در دفتر تاریخ جاودانه کردند.
عباس عرب زاده متولد سال 1349 در شهر همدان است. وی از دوران کودکی به رشتههای هنری به خصوص هنر سینما و عکاسی بسیار علاقهمند بود و همین امر باعث شد در این رشته ادامه تحصیل دهد و در سال 1373 در رشته سینما از دانشگاه هنر تهران فارغالتحصیل شود. برخی از سوابق هنری ایشان ساخت بیش از 120 قسمت مستند تلویزیونی برای شبکههای مختلف تلویزیون و ساخت 5 فیلم داستانی کوتاه و دریافت جوایز متعدد از جشنوارههای فیلم داخلی و خارجی بین سالهای 1369 تا 1379، نگارش و انتشار کتاب مجموعه داستان کوتاه با عنوان «نامهای برای دریا» در سال 1381 است.
او فعالیتهای عکاسی در زمینه ایرانشناسی و چاپ شش عنوان کتاب نفیس عکس با عناوین (همدان دروازه تمدن، گیلان رؤیای سبز ایران، شیراز شهر عشق و راز، اصفهان مهد هنر ایران، خراسان شمالی گنجینه فرهنگها، فارس ملک خیال انگیز ایران)، تدریس عکاسی در مراکز علمی مختلف از سال 1380 تا 1390، برنده نشان طلای جشنواری آساهی شیمبون ژاپن در سال 2014 و چندین جایزه از جشنوارههای داخلی و خارجی دیگر داشته است.
سیاوش دیهیمی در سال 1319 متولد شد. علاقه ایشان به هنر و ادبیات سبب شد از همان دوران کودکی و نوجوانی به این عرصه وارد شود و به آموختن آن زیر نظر اساتید مختلف همت گمارد. پس از کسب تجارب متعدد و تولید آثار موسیقایی به ویژه در سازهای تار و سه تار و سرودن اشــعار با مضامین عالی، کم کم به تدریس و آموزش روی آورد و در طی سالیان متمادی شاگردان زیادی از سوی وی به عرصه شعر و موسیقی ایران معرفی شدند. این هنرمند خالق بیش از 100 قطعه موسیقی سنتی بوده است و کتابهای «سی و پنج قطعه برای تار و سهتار» و «غیر از تو کجا سراغ دارم ای عشق» از جمله آثار به جای مانده از ایشان است. این هنرمند پیشکسوت با آموزش و اجرای آثار فاخر، جایگاه ویژهای در قلب علاقهمندان موسیقی ایرانی داشت و میراثی ماندگار از خود برجای گذاشت. سیاوش دیهیمی، در شامگاه چهارم خرداد 1404 پس از سالها خدمت به موسیقی سنتی ایران درگذشت.
تقی پور نامداریان در سال 1320 در همدان متولد شد. ایشان پس از گذراندن دوران ابتدایی و متوسطه، در رشته ریاضی در زادگاهش دیپلم گرفت و از همان زمان به معلمی پرداخت. پس از مدتی در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و سپس تحصیلات خود را در دوره فوق لیسانس در پژوهشکده فرهنگ ایران ادامه داد. او اولین دانشجوی پژوهشکده بود که به تشویق دکتر ابوالقاسمی در آزمون ورودی دکتری دانشگاه تهران شرکت کرده و در سال 1358 از پایان نامة دکتری خود دفاع نمود. دکتر پورنامداریان در حال حاضر استاد زبان و ادبیات فارسی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است که در زبان و ادبیات فارسی، بویژه در زمینه نقد ادبی و عرفان مهارت و تخصص دارد. کتاب «رمز و داستانهای رمزی در ادب فارسی» ایشان در دوره چهارم، کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد.
آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، پیوند دادن نسل جدید با گذشتهای است که آنان را ساخته و مسیر آیندهشان را روشن میکند. جوان همدانی باید بداند که میراثدار شهری است که همدانش فقط سنگ و دیوار نیست، بلکه روحی است جاری از دانش، عرفان و جهاد.
روزنامه هگمتانه با معرفی چنین چهرههایی، در حقیقت در حال ترسیم چهرهای فرهنگی و انسانی از همدان است؛ شهری که بزرگیاش تنها در بناهای کهن و آثار تاریخیاش نیست، بلکه در دلهای بزرگ، اندیشههای روشن و گویش زندهاش معنا مییابد.
پاسداشت مفاخر همدان، جلوهای از یک حقیقتاند، زنده نگه داشتن روح شهری که قرنهاست فرهنگ، ایمان و ادب را در کنار یکدیگر پرورده است.
چنین حرکتهایی، چه در قالب نصب بنرهای واژگان محلی و چه در معرفی مفاخر و بزرگان، تلاشی است برای استمرار هویت، تقویت خودآگاهی فرهنگی و پیوند میان گذشته، حال و آینده همدان؛ تا این شهر کهن، همچنان پایتخت فرهنگ و اصالت ایران باقی بماند.
شناساندن این مفاخر، صرفاً بازگویی یک زندگینامه یا ثبت نامی در تاریخ نیست؛ بلکه اقدامی فرهنگی برای پیوند گذشته با حال و آینده است؛ وقتی جامعه بداند که در دل همین شهر، اندیشمندانی پرورش یافتهاند که در سطح ملی و حتی فراتر از آن اثرگذار بودهاند، حس تعلق، اعتمادبهنفس و انگیزه در میان جوانان تقویت میشود. این شناخت، الگوسازی واقعی را ممکن میکند؛ الگویی مبتنی بر علم، اخلاق، تعهد و مسؤولیت اجتماعی.