صفحه 1 : ایران و جهان
صفحه 2 : خبر همدان
صفحه 3 : شهرستان
صفحه 4 : اقتصاد و بازار
صفحه 5 : ایران و جهان
صفحه 6 : ورزش
صفحه 7 : فرهنگ شهروندی
صفحه 8 : فرهنگی
۲۹
بهمن
۱۴۰۴
شماره
۶۱۰۸
عناوین صفحه
هگمتانه، گروه شهروند هگمتانه: کودکان نه شهروندان آینده، که شهروندان امروزند. این گزاره ساده اما ژرف، بنیاد همه گفتارها درباره جایگاه کودکان در شهر است. شهری که برای کودکان خود امن، بازیپذیر، دوستداشتنی و قابل زندگی نباشد، برای هیچکس نمیتواند واقعاً انسانی باشد. با این حال، کلانشهرهای امروز عمدتاً برای بزرگسالان شتابزده طراحی شدهاند؛ خودروها بر پیادهها غلبه دارند، آسمان خراشها جای زمینهای بازی را گرفته اند و خیابانها به جای محل کشف و ماجراجویی، به منبع خطر تبدیل شدهاند. بازگرداندن جایگاه کودکان به شهر، نه فقط وظیفه شهرداری و دولت، که مسؤولیت جمعی هر شهروندی است که به آینده میاندیشد.
تثبیت جایگاه کودکان در شهر
نخستین گام در تثبیت جایگاه کودکان در شهر، بازشناسی نیازهای بنیادین آنان در فضای شهری است. کودک برای رشد سالم، صرفاً به مدرسه و خانه نیاز ندارد؛ او نیازمند فضاهای بازی آزاد، تماس با طبیعت، امکان تحرک مستقل و امن، و حضور در محلی است که بتواند بدون اضطراب در آن بدود، کشف کند و با همسالانش تعامل داشته باشد. شهر کنونی این فضاها را به تدریج بلعیده است. زمینهای خاکی جای خود را به آپارتمانها دادهاند، کوچههای خلوت به خیابانهای پرتردد تبدیل شده و بازی خودجوش کودکانه جای خود را به کلاسهای فوق برنامه داده است. نخستین اقدام شهروندی، درک این فقدان و حسرت خوردن بر آن نیست، بلکه بازآفرینی این فرصتها در مقیاس کوچک اما مؤثر است.
اولویت دادن به ایمنی کودک در رفتارهای روزمره شهری
دومین اصل، اولویت دادن به ایمنی کودک در رفتارهای روزمره شهری است. رانندهای که در نزدیکی مدارس و پارکها با سرعت مطمئنه حرکت میکند، موتورسواری که از پیاده رو عبور نمیکند، شهروندی که خودرو خود را روی پیاده رو و مسیر عبور کالسکه و ویلچر پارک نمیکند، و عابری که پیش از عبور از چراغ قرمز عابر پیاده صبر میکند، همگی در حال بازتعریف جایگاه کودک در شهر هستند. کودکان از رفتار ما می آموزند که آیا شهر به آنان تعلق دارد یا باید در آن همواره مضطرب و منتظر خطر باشند. ایمنی کودک، نه در قوانین که در فرهنگ شهروندی ریشه دارد.
مشارکت در حفظ و بهبود فضاهای بازی
سومین گام، مشارکت در حفظ و بهبود فضاهای بازی موجود است. پارکها و زمینهای بازی، معدود فضاهایی هستند که کودک در آنها شهر را از آن خود میداند. شکستن تاب، ریختن شیشه روی زمین، تجمع زباله در جعبههای بازی و روشن نبودن نور در ساعات خلوت، همگی پیام نادیده انگاری را به کودک منتقل میکند. شهروند مسؤول نه تنها خود به تخریب این فضاها دامن نمیزند، که در نگهداشت آنها می کوشد؛ از گزارش خرابیها گرفته تا مشارکت در پاکیزگی و هشدار به والدین دیگر درباره خطرات احتمالی. شهر دوستدار کودک، شهری است که در آن هر بزرگسالی احساس مسؤولیت نسبت به امنیت و شادی کودکان غریبه نیز میکند.
بازپسگیری پیاده روها و معابر از تصرف خودروها
چهارمین راهبرد، بازپسگیری پیادهروها و معابر از تصرف خودروهاست. پیادهرو تنها مسیر عبور نیست؛ ویترین شهر، محل نخستین تجربههای استقلال کودک و عرصه بازیهای کوچک و گذراست. خودروهایی که روی پیادهرو پارک میکنند، موتورسیکلتهایی که از میان جمعیت عابر میگذرند، بساط گستری که تمام عرض پیادهرو را میپوشاند و کارگاه ساختمانی که بدون مجوز معبر عمومی را مسدود میکند، همگی کودک را از فضای عمومی اخراج میکنند. هر بار که یک شهروند از پارک خودرو روی پیادهرو خودداری میکند، یا به فروشندهای تذکر میدهد که راه عبور کالسکه را مسدود کرده، در حال احیای حقی از کودکان است.
حمایت از پیاده روی و تحرک مستقل کودکان
پنجمین اصل، حمایت از پیاده روی و تحرک مستقل کودکان است. ترس از ربودهشدن، تصادف و گمشدن، والدین را به همراهی دائمی واداشته و استقلال حرکتی کودکان را به شدت کاهش داده است. این ترس هرچند طبیعی است، اما هزینه سنگینی بر رشد روانی و جسمی کودک تحمیل میکند. شهروندان میتوانند با ایجاد نگاه همبسته محلی و نظارت غیررسمی بر کودکان در حال بازی و تردد، این اضطراب را کاهش دهند. محله هایی که در آن همسایگان یکدیگر را میشناسند و بر کودکان محله چشم مراقب دارند، امنترین فضاها برای رشد استقلال کودک اند.
بازنمایی مثبت کودکان در فضاهای عمومی
ششمین گام، بازنمایی مثبت کودکان در فضاهای عمومی است. کودکان در شهر اغلب غایبند یا تنها در قالب مصرفکننده ظاهر میشوند؛ در تبلیغات، در طراحی فضاها و در گفتمان شهری. شهروندان میتوانند با حضور دادن کودکان در فضاهای عمومی غیرتجاری مانند کتابخانه ها، مساجد، بوستانها و فرهنگسراها، پیام دهند که کودک حق حضور در تمام عرصههای شهر را دارد. همچنین مطالبه از مدیران شهری برای نصب مبلمان مناسب کودک، سرویسهای بهداشتی خانوادگی و فضاهای شیردهی در اماکن عمومی، بخشی از کنش مدنی در این حوزه است.
کاستن از محرکهای مصرف گرایانه در محیط شهریِ کودک
هفتمین اصل، کاستن از محرکهای مصرفگرایانه در محیط شهریِ کودک است. تبلیغات گسترده اسباببازی، خوراکیهای ناسالم و برندهای پوشاک در سطوح شهری و رسانه ها، کودک را به شهروندی مصرفکننده و منفعل بدل کرده است. خانوادهها میتوانند با آموزش سواد رسانهای و نیز انتخاب فضاهای عمومی سادهتر و طبیعی تر برای گذران اوقات فراغت، کودک را از این هجوم بازرگانی تا حدی محافظت کنند.
شنیدن صدای کودکان در تصمیم گیریهای شهری
هشتمین گام، شنیدن صدای کودکان در تصمیمگیریهای شهری است. کودکان نظرات دقیق و تازهای درباره محله خود دارند؛ میدانند کدام پیادهرو خطرناک است، کدام بوستان نور کافی ندارد و کدام زمین بایر برای بازی وسوسه انگیز اما ناامن است. شهروندان میتوانند در جایگاه والدین، معلمان و اعضای شوراهای محلی، این صداها را به جلسات تصمیمگیری منتقل کنند. تجربه شهرهای موفق نشان داده است که مشارکت کودکان در طراحی فضاهای بازی و محلات، به نتایجی خلاقانه و متناسب با نیاز واقعی آنان می انجامد.
جامعهشناسان شهری تأکید دارند که شهر دوستدار کودک، در نهایت شهری است برای همه. سالمندان از پیاده روهای عریض و مبلمان متناسب با ساختار بدنی کودکان بهره میبرند، زنان باردار از روشنایی کافی پارکها و تمام شهروندان از کاهش ترافیک و آلودگی هوای ناشی از اولویت دادن به پیاده و دوچرخه منتفع میشوند. سرمایهگذاری برای کودکان، سرمایهگذاری برای آیندهای است که در آن انسانها شهروندانی مسؤول تر، خلاق تر و دلبسته تر به جامعۀ خود خواهند بود.
ما نمیتوانیم تمام شهر را یک شبه برای کودکان بازطراحی کنیم. اما میتوانیم امروز در کوچه ای که کودکی در آن مشغول بازی است، آرامتر برانیم. میتوانیم در پارک محله از نشستن روی تاب مخصوص کودکان خودداری کنیم. میتوانیم از کودک همسایه که تنها در پیاده رو راه میرود، مراقبت غیررسمی به عمل آوریم. میتوانیم به کودک غریبه لبخند بزنیم و او در شهر احساس تعلق کند. اینها کنشهای کوچکاند، اما شهری که هزاران کنش کوچک از این دست در آن هر روز تکرار شود، به تدریج به مکانی تبدیل خواهد شد که کودک در آن احساس امنیت، ارزشمندی و تعلق کند. و این همان شهری است که همۀ ما آرزوی زیستن در آن را داریم.
منابع:
. یونیسف. (2018). «ابتکار شهرهای دوستدار کودک: چارچوب عمل و راهنمای اجرا»
. سازمان جهانی بهداشت. (2017). «رهنمودهای شهر سالم برای کودکان»
. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی. (1399). «الگوی شهر ایرانی-اسلامی دوستدار کودک»
. کلارک، ا. (2010). «تحول فضاهای شهری برای کودکان» - انتشارات راتلج
. گیلمن، ر. (2015). «کودکان، طبیعت و شهر» - انتشارات دانشگاه شفیلد
. لوبک، س. (2019). «بازی حق کودک است: طراحی فضاهای بازی خلاقانه» - انتشارات تیلور و فرانسیس
. شهرداری تهران. (1396). «راهنمای طراحی فضاهای شهری دوستدار کودک» - معاونت شهرسازی و معماری
. وزارت راه و شهرسازی. (1398). «ضوابط طراحی فضاهای مسکونی با رویکرد نیازهای کودکان»
. جیکوبز، ج. (1961). «مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی» (فصل خیابانها و کودکان)
. پژوهشهای دانشگاه تهران - دکتر اسفندیار زبردست: «ارزیابی کیفیت فضاهای بازی کودکان در پارکهای شهری» (نشریه هنرهای زیبا، 1397)
. دان، آ. (2020). «شهر خطرناک: تأثیر ترافیک بر استقلال حرکتی کودکان» - انتشارات پالیسی پرس
. سازمان بهزیستی کشور. (1398). «حقوق کودک در فضای شهری» - دفتر امور کودکان و نوجوانان
. مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران. (1400). «سنجش وضعیت شاخصهای شهر دوستدار کودک در مناطق 22گانه تهران»
. لوفلند، ل. (1998). «جهان بیغریبه: نظم اجتماعی در فضای عمومی» - انتشارات دانشگاه کالیفرنیا