صفحه 1 : اندیشه صفحه 2 : خبر همدان صفحه 3 : اندیشه صفحه 4 : ورزش صفحه 5 : اندیشه صفحه 6 : شهروند کوچولو صفحه 7 : ایران و جهان صفحه 8 : فرهنگی

۲۴
آذر
۱۴۰۴

شماره
۶۰۵۹

امروز: ۲۴ (آذر) ۱۴۰۴ ◀ ◀ Monday 2025 (Dec) 15

عناوین صفحه


هگمتانه، گروه فرهنگی: همدان شهری با گذشته‌ای زیبا و دلنواز؛ شهری پر از یادهای مهربان؛ پر از واژه‌های کهن و سالخورده است. این روزها در پس گذر زمان و ایجاد زندگی مدرن، خیلی وقت‌ها یادمان می‌رود پدربزرگ‌ها و مادربزگ‌هایمان چگونه زندگی می‌کردند. خیلی از نوجوانان و جوانان امروز کلمات متداول در همدان قدیم حتی به گوششان نرسیده است و باز هم این کلمات و واژه‌های قدیمی هستند که می‌توانند خاطرات گذشته را برایمان زنده کنند و به کمک جوان‌تر‌هایمان بیایند تا بشناسند راه و رسم زندگی را در گذشته‌ شهرشان.
در این بخش به معرفی برخی کنایات و ضرب‌المثل‌ها که در همدان قدیم مصطلح و پرکاربرد بوده، می‌پردازیم.
اَ جیگیلدانش می کِشَم دَر: از چینه دانش بیرون می‌کشم. یعنی حقم را از او می‌گیرم، نمی‌گذارم حقم را بخورد. در اصطلاح مشابه گفته می‌شود؛ نمی‌گذارم از گلویش پایین برود.
اَ چاله دِرامد، اِفداد میانِ چا: از چاله به چاه افتاد. یعنی گرفتاری خود را بیشتر کرد، دردسرش مضاعف شد. در اصطلاح مشابه گفته می‌شود؛ اِفداد میانِ هَچَل، هِلَنگ هِلَنگ، اَ دِسِ شیر دِرامِدیم، اِفدادیم دِسِ پِلَنگ.
اَ چشماش مَلومه: از چشمانش معلوم است. یعنی می‌شود از چهره‌اش قصد و نیتش را فهمید، از چهره و ظاهرش می‌توان دریافت که مرتکب عملی ناشایست شده است. در اصطلاح مشابه گفته می‌شود؛ رنگ رخساره خبر می‌دهد از سر درون، رنگِمِه بیوین، حالِمِه بپرس.

در ارائه این مطالب از کتاب فرهنگ اصطلاحات عامیانه همدانی تالیف محمد علی نوریون- انتشارات سوره مهر بهره گرفته شده است.



ارسال ديدگاه

نام:
پست الکترونیکی:
کد امنیتی:
ديدگاه: