صفحه 1 : اندیشه صفحه 2 : خبر همدان صفحه 3 : شهرستان صفحه 4 : خبر همدان صفحه 5 : ایران و جهان صفحه 6 : ورزش صفحه 7 : اندیشه صفحه 8 : فرهنگی

۳۰
اردیبهشت
۱۴۰۳

شماره
۵۶۱۸

امروز: ۳۱ (اردیبهشت) ۱۴۰۳ ◀ ◀ Monday 2024 (May) 20

عناوین صفحه

هگمتانه، گروه ورزش: در اینکه شهرداری همدان در فصل جاری لیگ دسته اول فوتبال کشور نتایج خوبی کسب نکرد و انتهای این فصل با سقوط تلخ همراه شد، تردیدی نیست اما نکته جالب؛ بازار داغ کارشناسی افرادی است که در این مدت سکوت اختیار کرده و حالا واژگان همیشگی و تکراری همچون "دیدی گفتم"، "ما که گفتیم"، "از اول مشخص بود" و... را بیان می‌کنند.
همان افرادی که فصل قبل هم باران انتقادها را بر سر رضا طلایی منش و کادر فنی تیمش روانه کردند و انگار قرار نیست این وضعیت یکبار برای همیشه اصلاح شود.
مشابه آن هم در پاس بود، زمان آمد و رفت مربیانی نظیر، علیرضا منصوریان، اصغر مدیر روستا، مرحوم یاوری، فراز کمالوند، داود مهابادی، اکبر محمدی، مجید باقری نیا و... که جزو کارنامه سیاه چیزی عاید فوتبال همدان نکرد.
این وضعیت نشانگر آن است که ثبات موفقیت در فوتبال همدان آرزوییست که همیشه آرزو می‌ماند و ارتباطی به این فصل و قبل‌تر ندارد چرا که هیچ گاه دوام نیاورده و همواره کابوس سقوط بر فوتبال همدان چنبره انداخته است.
در واقع ناکامی فوتبال همدان مربوط به امسال، قبل و قبل‌تر نیست و سالهاست که چرایی این اتفاقات تلخ را باید در جهات مختلف بررسی کرد.
شاید همین سازوکار غلط و پراشتباه در فوتبال همدان است که موفقیت‌ها زودگذر بوده و ناکامی‌ها سمت و سوی بی انتها به خود گرفته است که قصور در آن را فقط نمی‌توان در مدیریت تیم ها، تزریق ضعیف منابع مالی و یا مسایل فنی دنبال کرد بلکه تصمیمات سلیقگی، عدم اتحاد و همدلی، فرار از حس مسؤولیت پذیری و خوشحال شدن از زمین خوردن دیگری نیز بسیار تأثیر گذار بوده است.
بنابراین این ضعف‌ها فقط به یک فرد یا مجموعه باز نمی‌گردد و ریشه در گذشته و اصل فوتبال دارد. در واقع مگر می‌شود مجموعه مدیریتی یک باشگاه دنبال سقوط باشد و یا سرمربی بخواهد تیمش ریزش کند؟ قطعا هیچ یک دنبال زیرسوال بردن اعتبار خود نیستند اما اگر یک تیم سقوط می‌کند، همه در آن دخیل هستند نه یک یا دو نفر.
اما حالا که تیم سقوط کرده، آقایان به اصطلاح کارشناس وارد گود فضای مجازی می‌شوند و مدعی هستند اگر بودند قطعا تیم سقوط نمی‌کرد!
همان نفراتی که اگر تیم شهرداری در لیگ یک می‌ماند، بوق و کرنا می‌کردند که نگذاشتند تیم سقوط کند و مشاوره آنها این موفقیت را آورد!
سهم خواهانی که خارج از گود نشسته و منتظر کوچکترین اتفاق ناخوشایند برای تیم و نگون بختی نفرات آن هستند تا خیلی سریع جایگزین شوند و به نون و نوا برسند.
در فصل جاری لیگ یک به خصوص روزهای سخت نیم فصل دوم، آنهایی که خالصانه تلاش کردند امتیاز تیم در لیگ حفظ شود مشخص است و آن دسته از افراد که دست به ترور شخصیت‌های درون تیم زدند تا نتیجه‌ای حاصل نشود و در نهایت سقوط کند هم مشخص هستند.
همان افرادی که اکنون ژست کارشناسی گرفته اند و دنبال مقصر گشته یا می‌گردند و می‌گویند گفتیم و عمل نشد!
نمونه ادعای برخی از آنها برکناری جمشیدیان در هفته‌های پایانی فصل بود که هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرفت دست به این ریسک بزرگ بزند.
فرض اینکه تغییر حاصل می‌شد و گزینه مدنظر منتقدان جایگزین احمد جمشیدیان شده بود و اگر در ادامه نتیجه نمی‌گرفت، آیا کسی مسؤولیت سقوط را قبول می‌کرد؟ حتی اگر هم حمایتی در کار نبود و بازیکنان تشنه دریافت قراردادهایش بودند.
هیچ گاه یادمان نمی‌رود که همین تغییرات آنی در هفته‌های پایانی در پاس چه در زمان لیگ برتر، چه لیگ یک و حتی لیگ 2، چه بلایی سر این تیم آورد و حتی در آستانه انحلال هم پیش رفت.
بنابراین گناه این سقوط فقط بر گردن امثال جمشیدیان و سایرین در تیم نیست و یک مجموعه استان در این ناکامی قصور داشته اند.
این تیم فقط نامش شهرداری بود اما در واقع ناک همدان را یدک می‌کشید و انتظار می‌رفت یک استان پشت سر این تیم به حمایت بپردازند.
چه روزها که تیم شهرداری تنها ماند و اگر سیدمسعود حسینی شهردار همدان یک تنه پای کار نبود، چه بسا نسخه تلخ سقوط هفته‌ها قبل‌تر پیچیده شده بود و به هفته پایانی کشیده نمی‌شد.
در این ماجرا باید گشت و پرتقال فروش‌ها را پیدا کرد. همان نفراتی که رنگ و لعاب دلسوزی به خود گرفته و اکنون خود را متفاوت با دیگران، دلسوز شهرداری می‌نامند!



ارسال ديدگاه

نام:
پست الکترونیکی:
کد امنیتی:
ديدگاه: