صفحه 1 : ایران و جهان صفحه 2 : خبر همدان صفحه 3 : شهرستان صفحه 4 : خبر همدان صفحه 5 : ایران و جهان صفحه 6 : ورزش صفحه 7 : پزشکی و سلامت صفحه 8 : فرهنگی

۶
آذر
۱۴۰۰

شماره
۴۹۴۳

امروز: ۶ (آذر) ۱۴۰۰ ◀ ◀ Saturday 2021 (Nov) 27

عناوین صفحه

هگمتانه، گروه همه دانا: چشم راست شهید مدنی بود، فرمانده گمنامی که در سرکوبی غائله کردستان نقش اساسی داشت؛ آن‌قدر که شهید بروجردی او را فرمانده «پیش‌مرگان کُرد» در دهگلان کرد، اما این روزها نه یادی از او می‌شود و نه مدرسه و خیابانی به نامش هست.

برای آن‌ها که روزهای حضور آیت‌الله شهید مدنی در همدان را درک کرده‌اند؛ «شیخ اکبر» نام آشنایی است؛ جوانی متدین و انقلابی که همه‌کاره «سید» بود.

دوشادوش آیت‌الله مدنی حرکت می‌کرد و در تشکیل گروه‌های انقلابی از بین مردم نقش مهمی داشت؛ در شهرهای مختلف استان، افراد مستعد را گرد هم جمع کرد تا ذخیره روزهای سخت انقلاب باشند.

سردار شهید «اکبر یارمحمدی» 21 فروردین 1322 در «مریانج» به دنیا آمد و در جوانی که مصادف با قیام 15 خرداد 1342 بود به صف مبارزان انقلابی پیوست و بارها به‌وسیله ساواک دستگیر شد.

او پس از تبعید آیت‌الله شهید مدنی به همدان در ستادی که شهید مدنی از مجاهدان و مبارزان انقلابی استان همدان تشکیل داده بود به فعالیت پرداخت و به همراه تعدادی از دوستانش همه فعالیت‌های اجرایی ستاد را بر عهده گرفت.

این ستاد نقش به سزایی در جلوگیری از کشتار مردم انقلابی همدان به دست رژیم پهلوی و جلوگیری از حرکت لشکر زرهی کرمانشاه به سمت تهران برای سرکوبی تظاهرات مردمی 22 بهمن را داشت.

 

نخستین جرقه مبارزات انقلابی در استان همدان

اکبر که به دلیل تدین و انقلابی گری، مردم به او لقب «شیخ اکبر» را داده بودند؛ سال 56 به همراه چند نفر از دوستان با رهبری حجت‌الاسلام «شیخ رضا مظاهری» برای حاج‌آقا مصطفی خمینی در مسجد «مریانج« مراسم گرفت؛ اقدامی که به گفته سردار شهید حاج حسین همدانی، نخستین جرقه مبارزات انقلابی در استان همدان بود.

شیخ رضا در اوج خفقان رژیم طاغوت همگام با علمای حوزه علمیه قم برای فرزند امام(ره) که مظلومانه به شهادت رسیده بود؛ مراسم چهلم گرفت تا قفل سکوت را بشکند؛ مراسمی که تنها در قم، تبریز، مشهد و مریانج برگزار شد و پس از آن او و برگزارکنندگانش چون شیخ اکبر را دستگیر کردند.

اکبر یارمحمدی پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم از پای ننشست و همه‌وقت خود را صرف خدمت به نهادهای انقلابی کرد و در بهبود وضعیت مردم از هیچ کوششی دریغ نکرد.

 

وقتی شهید یارمحمدی سرپرست غار علیصدر شد و به اختلاف‌ها پایان داد

وی با بروز درگیری‌های مردمی در منطقه علی‌صدر و اختلاف بین مردم و مدیران غار علی‌صدر به تشخیص آیت‌الله مدنی، سرپرستی غار علی‌صدر را پذیرفت و درآمدهای حاصل از بازدید گردشگران را پس از سال‌ها به بیت‌المال بازگرداند.

 

سردار بی‌سر جبهه‌های نبرد

شیخ اکبر پس از تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در همدان به این نهاد پیوست و مأمور مقابله با ضدانقلاب در کردستان شد و در شهریور 1359 با حکم سردار شهید بروجردی به فرماندهی پیش‌مرگان کرد مسلمان در دهگلان کردستان منصوب شد.

مدتی بعد با شناخت توانایی‌هایش از طرف فرماندهان نظامی کشور، فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دهگلان در کردستان به وی سپرده شد.

شهید یارمحمدی در سرکوبی غائله کردستان نقش بی‌بدیلی داشت تا جایی که منافقان برای سرش جایزه گذاشتند و سرانجام 24 آبان 1359 در درگیری با منافقان به فیض شهادت نائل آمد.

او بهترین سال‌های عمرش را وقف اسلام کرد و یار دیرین انقلاب بود؛ فرمانده گمنامی که مرید واقعی امام(ره) بود و سردار بی‌سر جبهه‌های نبرد شد که کومله، سرش را از تن جدا کرد و پیکر بی‌سرش همچون سیدالشهدا(ع) در گلزار شهدای همدان به خاک سپرده شد.

سردار شهید شیخ اکبر یارمحمدی از یاران صدیق شهید مدنی بود که دوشادوش او حرکت می‌کرد و همواره در خط مبارزه با دشمنان انقلاب بود، اما امروز کمتر از او یاد می‌شود.

امروز نه خیابانی به نام او هست؛ نه مدرسه‌ای و نه هیچ جای دیگر و تنها تلاش نهادهای انقلابی برای تجلیل از خدمات او چاپ کتابی بود که چند سال پیش انجام شد.

کتابی با طرح جلد ساده و بی‌رنگ‌ورو و صفحاتی یکدست و کسل‌کننده که جذابیتی برای مخاطب ایجاد نمی‌کرد؛ آن‌قدر که علی آقا محمدی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از دوستان شهید یارمحمدی هم زبان به شکوه گشود.

وی سال‌ها پیش در نشست نقد و بررسی کتاب «شیخ اکبر» با بیان اینکه شهید یار محمدی بسیار گمنام مانده، گفت: او فردی بود که همه کارهای خود را برای رضای خدا انجام می‌داد و معرفی او به نسل جوان باید موردتوجه قرار گیرد.

«شیخ اکبر»ها نقش مهمی در پیروزی انقلاب داشتند آن‌قدر که اگر نبودند امروز قامت انقلاب این‌قدر استوار نبود؛ مردانی که همه اجرها را در گمنامی می‌جستند و همه هدفشان جلب رضایت پروردگار بود.

از خودشان عکس نمی‌گرفتند تا به یادگار بگذارند و برای قرار گرفتن در قاب دوربین از یکدیگر سبقت نمی‌جستند که دل‌هایشان آسمانی بود و رنگ لباس‌هایشان خاکی.

مردانی که از همه هستی خود در مسیر اسلام گذشتند و در راه رسیدن به معبود، دل از زن و فرزند بریدند و ساده زیستند و ساده‌تر جان دادند.

و شاید اگر مسؤولان و متولیان نهادهای فرهنگی و انقلابی در لابلای کارهای روزمره، گاه‌گاهی خاطرات روزهای سخت انقلاب و دفاع مقدس را مرور کنند؛ مبارزان پیشکسوتی چون شیخ اکبر یارمحمدی را به خاطر آورند و دست‌کم با بردن نامش از او قدردانی کنند.



ارسال ديدگاه

نام:
پست الکترونیکی:
کد امنیتی:
ديدگاه: