|
خبر کوتاه بود، اما آنچه در دل خود داشت، بسیار سنگینتر از چند خط خبر بود. حمله آمریکا به محل برگزاری یک مراسم عروسی در بندر کوهستک شهرستان سیریک؛ 6 کشته و 68 مجروح. حمله به یک منزل مسکونی انجام شده بود؛ جایی که مراسم عروسی در آن جریان داشت و شماری از حاضران، از جمله زنان و کودکان، مجروح شدند. همین یک جمله کافی است تا پرسشهای زیادی شکل بگیرد. هدف نظامی کجا بود؟ کوهستک میدان نبرد نبود. آنجا یک مراسم خانوادگی برپا بود؛ جمعی از مردم برای شادی در کنار یکدیگر گرد آمده بودند. عروس و داماد قرار بود آغاز زندگی مشترکشان را جشن بگیرند، اما در میانه جشن، صدای انفجار جای صدای شادی را گرفت و مراسمی که باید خاطرهای شیرین میشد، به داغی سنگین برای چند خانواده تبدیل شد. در این حادثه تلخ و ناگوار مساله فقط تعداد قربانیان نیست؛ مساله، ماهیت هدفی است که مورد حمله قرار گرفته است. در هر جنگی، میان میدان نبرد و زندگی مردم عادی باید تفاوت وجود داشته باشد. خانه، مدرسه، بیمارستان و مراسم خانوادگی، معنای دیگری دارند. اگر این مرزها از میان برود، دیگر سخن گفتن از «عملیات نظامی» نمیتواند پاسخگوی پرسش افکار عمومی درباره جان غیرنظامیان باشد. دیروز مدرسه میناب و امروز کوهستک یک سؤال روشن پیش روی جهان گذاشته است: چگونه یک مراسم عروسی میتواند در محاسبات نظامی به نقطهای برای حمله تبدیل شود؟ این سؤال باید پاسخ روشن داشته باشد؛ نه پاسخهای سیاسی و تبلیغاتی، بلکه پاسخ مبتنی بر واقعیت، شواهد و بررسی مستقل. زیرا پشت عدد «6 شهید و 68 مجروح»، انسانهایی قرار دارند که هرکدام زندگی، خانواده و آیندهای داشتهاند. یکی کودک بوده، دیگری مادر یا پدر یک خانواده؛ و همه آنان در لحظهای هدف قرار گرفتهاند که قرار بود یکی از معمولیترین و شیرینترین اتفاقات زندگی یک خانواده باشد. جنگ، هرچقدر هم که در ادبیات سیاسی با واژههای بزرگ توصیف شود، در نهایت برای مردم عادی با همین لحظهها معنا پیدا میکند؛ با خانهای که ویران میشود، خانوادهای که عزادار میشود و جشنی که ناگهان به سوگواری تبدیل میشود. به همین دلیل نباید حادثه کوهستک در میان انبوه اخبار جنگی گم شود. باید درباره آن پرسید، تحقیق کرد و مسؤولیتها را روشن ساخت. حفظ جان غیرنظامیان، یک مساله سیاسی یا تبلیغاتی نیست؛ یک اصل انسانی و حقوقی است که باید در هر شرایطی مورد توجه قرار گیرد. در شامگاه سه شنبه در کوهستک قرار بود زندگی دو نفر با لبخند آغاز شود، اما به یکی از تلخترین شبهای زندگی چند خانواده تبدیل شد. قرار بود هدیه عروسی، گل و شیرینی باشد؛ اما سهم صاحب عروسی از جنگ، خون و داغ شد.
|