|
هگمتانه، گروه شهروند هگمتانه: گاهی ما بلد نیستیم با هم حرف بزنیم. بلد نیستیم گوش بدهیم. در تاکسی، سر کار، توی صف نانوایی، یا حتی دور میز شام، هرکس منتظر است دیگری نفس بکشد تا او حرفش را بزند. در برخی جمعها گفتوگو برای ما تبدیل شده به مسابقه «چه کسی بلندتر صحبت می کند». اما فرهنگ شهروندی، با «شنیدن» شروع میشود، نه با «گفتن». شهروند خوب، کسی است که قبل از قضاوت، گوش میدهد. قبل از توهین، فکر میکند. و قبل از قطع کردن حرف طرف مقابل، صبر میکند. ما در عصر شبکههای اجتماعی زندگی میکنیم، عصری که همه در آن کارشناس شدهاند. از سیاست تا پزشکی، از فوتبال تا اقتصاد، همه نظر قطعی میدهند. اما مشکل اینجاست که این نظرها اغلب پشتوانهای ندارند جز چند فیلم کوتاه و چند تیتر خبری. ما عمیق نمیخوانیم، پس عمیق هم نمیفهمیم. اما جسارت اظهار نظرمان کهکشانی است. همین تضاد، شهر را پر از تنشهای بیدلیل کرده است. در تاکسی، دو غریبه سر یک موضوع چنان دعوا میکنند که انگار دشمن هم هستند. این، نبود فرهنگ گفتوگوست. انتقادپذیری، پاشنه آشیل اخلاق شهری ماست. وقتی کسی از کارمان ایراد میگیرد، اولین واکنش ما دفاع و حمله است، چرا؟ چون نقد را با توهین اشتباه گرفتهایم. فکر میکنیم اگر کسی بگوید «اینجای کارت اشتباه بود»، یعنی «تو آدم بیعرضهای هستی». اما مگر میشود بدون نقد، رشد کرد؟ مگر میشود شهری ساخت که در آن همه فقط تأییدکننده باشند و هیچکس نقاد نباشد؟ شهر نیازمند شهروندانی است که نقد بلد باشند و نقدپذیر. نقد یعنی زاویه دید تازه، نه تخریب شخصیت. چگونه یک گفتوگوی مدنی را تمرین کنیم؟ اول: قبل از جواب دادن، سه ثانیه مکث کنیم. دوم: به جای «تو اشتباه میکنی»، بگوییم «من طور دیگری فکر میکنم». سوم: بپذیریم که ممکن است ما هم اشتباه کنیم. چهارم: اجازه بدهیم طرف مقابل حرفش را کامل بزند، حتی اگر ناراحتکننده باشد. این چهار قدم ساده، میتواند بحثهای خیابانی را به گفتوگوهای سازنده تبدیل کند. شهر، یک میزگرد بزرگ است. همه ما دور این میز نشستهایم. اگر یاد نگیریم متمدنانه حرف بزنیم، این میزگرد به میدان جنگ تبدیل میشود. بیایید از خودمان شروع کنیم. امروز، در اولین بحثی که پیش آمد، به جای بالا بردن صدا، پایین بیاوریم. به جای شنیدن برای پاسخ دادن، بشنویم برای فهمیدن. معجزهاش را خواهید دید.
|