کد خبر : 74993
تاریخ : 1404/6/12
گروه خبری : فرهنگی

شاعرانه

می‌رسد آن تک‌سوار از ماورای قرن‌ها
می‌رسد روزی که عشق از آسمان سر می‌زند
می‌رود غم، شادی از آن سوی در، در می‌زند
می‌رسد نوری ز جنس روشنای مهر و ماه
او که چشمک بر تمام ماه و اختر می‌زند
می‌رسد سرو بلندی از میان باغ‌ها
قامتش پهلو به هر سرو و صنوبر می‌زند
می‌رسد یک شاخه گل با هزاران رایحه
بر در و دیوار دنیا مشک و عنبر می‌زند
«می‌رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند»
داد بر نامردمان مثل پیمبر می‌زند
می‌رسد آن کس که دارد ذوالفقار حیدری
گردن گردنکشان با تیغ حیدر می‌زند
می‌رسد یاور برای جمله مستضعفان
با همه مستکبران او حرف آخر می‌زند
می‌رسد آن تک‌سوار از ماورای قرن‌ها
داد خود را بر سر محراب و منبر می‌زند
محمدعلی یوسفی

  لینک
https://hegmataneh-news.ir/sl/74993