صفحه 7      شماره  2172      سه شنبه 17 آبان 1390


 

سرنوشت موسيقي محلي همدان
سازمحلي همدان در موزه ايتاليا نگهداري مي‌شود
هگمتانه- سرويس محله - حسين زندي: موسيقي، نوا و صدا، رابطه انسان با خدا و طبيعت است كه آدمي به وسيله زبان موسيقي به رمز و راز با روح بزرگ خود و دنياي آفرينش حرف مي‌زند و پي مي‌برد. اما براي شناخت و انس و الفت با موسيقي -به خصوص موسيقي اصيل و ملي و ملودي‌هاي محلي- تنها با نواختن و گرفتن مضراب نمي‌شود؛ بايد زبان هنرشناسي بدانيم و اطلاعات علمي كافي و وافي داشته باشيم. موسيقي اصيل از گذشته دور و روزگاران باستان و اجدادمان براي ما يادگار مانده است و توسط دلدادگاني عاشق تاكنون حفظ شده و بايد به دست توانمند هنرمندان اين رشته تكامل يافته‌تر و علمي‌تر به آيندگان، به رسم امانت تحويل گردد. صداي آبشار آب، غرش رودخانه‌ها،نسيم سحرگاهي، نغمه هزاردستان روي شاخه‌هاي درختان، همه و همه موسيقي دل‌انگيز طبيعت است. موسيقي سمفوني بتهوون، موسيقي‌دان نام‌آور جهان، و آهنگ‌هاي او در سايه قداست ديني پرورش يافته است كه مي‌تواند مسائل روحي و راز و رمزهاي جهان هستي و اسرار نهفته در آن را با زبان موسيقي تفسير كند.
طبق سندي كه در كتاب موسيقي ايران نوشته روح‌الله خالقي به‌دست آمده، همدان موسيقي محلي داشته است؛ ساز محلي همدان، هم اكنون در موزه ايتاليا نگهداري مي‌شود و نام آن «رموز» بوده است. اينكه اين موسيقي، چگونه بوده و ملودي‌هاي محلي آن كدام بوده، خود جاي سوال و تحقيق دارد. علت مجهول‌ماندن موسيقي محلي با ممنوعيت‌هاي شديد نواختن و خواندن همراه بوده است. به دليل آزادنبودن موسيقي در همدان، هنرمندان اين رشته بيشتر در خفا و پنهاني كار مي‌كردند و اسناد اين رشته هم در دست كليميان همدان بوده كه در حال حاضر از بين رفته است. مسئله مهمتر اينكه كسي همت نكرده تاريخچه موسيقي همدان را بنويسد كه امروزه ما براي پي بردن به گذشته اين هنر با مشكل روبرو نباشيم.
در همدان هم‌مانند بيشتر شهرهاي ايران زمين موسيقي در دست دو گروه بوده: گروه اول دسته‌اي مطرب و دوره‌گرد و گروه دوم هنرمندان وارسته دل بسته به هنر موسيقي. دسته اول اكثرا ًاز طريق گوش آموخته و ترانه‌ها و آهنگ‌هاي ديگران را بازخواني مي‌كردند. پس كار اين‌ها نه هنري است نه مي‌تواند در رده موسيقي محلي قرار گيرد؛ ولي در ميان همين افراد، بودند هنرمنداني كه اگر حمايت مي‌شدند و تحت تعليم قرار مي‌گرفتند امروزه جزء بزرگان موسيقي همدان بودند. دريغ كه اين‌گونه نشد. به هر حال در همدان افرادي حكيم آشنا به فن موسيقي و موسيقي‌دان در خانه‌هاي خود كلاس آموزش موسيقي داير مي‌كردند و شاگردان مستعد همداني را مي‌پذيرفتند؛ از جمله سازهايي كه تعليم مي‌دادند تار بوده و سنتور و ضرب. 60 سال پيش موسيقي‌داني به نام «درويش» كلاس تدريس موسيقي اصيل داير نموده و طي اطلاعيه‌اي اعلام كرده بود كلاس آموزش تار را داير و آماده قبول هنرجو مي‌باشد. مدتي اين كلاس داير بوده و شاگرداني را آموزش داده؛ اما اينكه اين افراد چه كساني بوده‌اند اطلاعي در دست نيست. مدتي بعد شخصي به نام «فريد الدوله گلگون» كه خود نوازنده ويلن بود كلاس آموزش ويلن داير نمود. گلگون كه از سران بزرگ مشروطه‌خواه بود و مديرمسؤول روزنامه گلگون اصلاً تبريزي بود و ساكن همدان شده بود. با اين دو حركت، موسيقي در همدان از انزوا خارج شد و اندكي از آن كراهت و سرزنش كاسته شده بود و مردم هم در اين كلاسها شركت مي‌كردند و كم كم جوانان با استعداد و دوستدار موسيقي به نوازندگي از جمله تار، ويلن و سنتور روي آورده و جان تازه‌اي به كالبد موسيقي همدان دميد. چندي بعد استادي به نام «علي آقا» آمد و جنب دبيرستان شرافت درست روبروي پست بين‌النهرين فعلي كه امروز كاملاً تخريب شده، كلاس مشق تار، ويلن و ضرب داير نمود و آواز هم تعليم مي‌داد، شاگرداني داشت. زماني كه «عارف»، ترانه سراي نام‌آور ايران زمين در همدان تبعيد بود و در روستاي دره مراد بيگ زندگي مي‌كرد خيلي از بزرگان موسيقي اصيل در همدان به ديدارش رفته و در همان سال‌ها ترتيب چند كنسرت موسيقي در همدان داده شد.
در همدان خوانندگان آواز هم كم نبودند از جمله «سيد رضا سمسار»، «سيد رضا عطار»، «حاج آقا سليماني» و خيلي‌هاي ديگر كه بيشتر در مجالس و محافل ادبي و مذهبي مي‌خوانند؛ لذا بيشتر هنرمندان رشته صدا در همدان به دلايل همان ممنوعيت‌ها و دورشدن هنر موسيقي از حالت روحاني و عرفاني، مايل نبودن جز در مراسم مذهبي و ادبي و عرفاني بخوانند. 
زماني كه گرامافون از آلمان به ايران آمد و به قهوه‌خانه‌هاي همدان هم رسيد‌.صفحه‌هايي كه از خوانندگان ايراني در آلمان پر شده را مي‌گذاشتند. گرامافون هم دو نوع بود: يكي جعبه آواز بود و ديگري برقي. 
اما در اينجا يادي مي‌كنيم از يك هنرمند ديگر همداني به نام «سيد اسداله همداني» كه ايشان نوازنده ني بود يا به گفته قديمي‌ها »ني زن»؛ زادگاهش گويا يكي از محله‌هاي قديمي همدان بوده و ني هفت بند را در نهايت استادي مي‌نواخته است.
يكي ديگر از هنرمندان همداني »آقا اسماعيل ذره اي» بود كه سرنا را همراه طبل دو زله مي‌نواخته و به اصول موسيقي آشنايي كامل داشته است. ايشان دو فرزند داشته كه هر دوي آن‌ها تار مي‌نواختند. اما يكي ديگر از بزرگان موسيقي همداني و موسيقي‌شناس مرحوم زنده ياد «ميرزا جعفر رياض»، نقاش و خوشنويس و شاعر عصر ناصري است. افسوس كه جز ديوان شعرش مابقي آثار ايشان از بين رفته است. از ديگر بزرگان هنر موسيقي ما و سرزمين هگمتانه «سيد احمد خان ساوه‌اي» بوده كه در همدان زندگي مي‌كرد و در نزد «امير افخم شوريني» دبير بوده است. وي شاگرداني در زمينه خوشنويسي و موسيقي داشت و سه تار را زيبا مي‌نواخت. همچنين در همدان افرادي آموزشگاه‌هاي موسيقي داير كردند و به تعليم شاگرد پرداختند از جمله «آسايش»، ويلن، «قيطاسي» انواع سازها بخصوص ويلن، «مسگريان» و «برق لشگري» و «يحيي كارگر».
اما خوانندگان مرحوم «اباذري»، «سيد رضا سمسار»، «سيد رضا عطار»، «يعقوب مشعر» و «مهدي نظيري» كه با درگذشت اين بزرگ‌مردان آواز كه هم عارف بودند هم آشنا به فن موسيقي و دستگاه‌ها و نتها و داراي صدايي رسا و دل نشين و هميار و همراز موسيقي سنتي، شهر ديگر مانند آن‌ها را كمتر به خود ديده، صداي خوب آوازخواني صدايي است كه موسيقي‌شناس باشد و با مقام‌هاي چپ كوك ساز و راست كوك ساز آشنا باشد. در همدان از اين‌گونه صداها و صاحب صداها برخوردار بوده ولي متاسفانه كسي نبوده كه پي گير مسئله از قديم باشد و اثري از آن‌ها را به امروزي‌ها برساند. صداي «ناصر فتح‌اله» آنقدر زيبا و دلنشين بوده و روح نواز كه بعضي‌ها به شوخي مي‌گفتند: «او هفت دانگ صدا دارد».
از چند هنرمند همداني هم به‌دليل زحمات و تلاش و تربيت فرزندان هنرمند نام مي‌بريم: زنده‌ياد استاد «مسعود جمالي» استاد تار، «داريوش زرگري» استاد تنبك، «حاج حسين مغربي» استاد آواز، «رضا جعفرپور همداني» و آقاي «محبي» كه آواز كار كرده اند. در رشته آواز همدان، خوانندگان خوش‌صدا و آشنا با فن موسيقي كم نبودند؛ جدا از «سيد رضا عطار» و حاج «محمود خطيبي» از يك عزيز باصفا ياد مي‌كنيم به نام استاد «علي كريميان» كه هرگز هنر را به پول آلوده نكرد و هميشه با اين هنر با طهارت برخورد نمود. يكي ديگر از هنرمندان رشته موسيقي در همدان كه محقق، نويسنده، خوشنويس و موسيقي‌دان بود استاد «حسن دانشفر» كه در نوازندگي ويلن بسيار ماهر بود؛ اما هنرمندي به نام «ناظري» در همدان علاوه بر ساخت انواع سازهاي ايراني و تعمير استادانه ساز در نواختن تار، ويلن، قانون و سنتور مهارت فراوان داشت و روانشاد استاد «نيك» كه به «تاج همدان» معروف بود صداي اين هنرمند همداني رسا و گيرا بود كه از مسافت‌هاي دور شنيده مي‌شد. از ديگر موسيقي‌دانان همدان «صفاءالحق مدني»، پدربزرگ جناب آقاي «كمال مدني»، مسؤول واحد موسيقي صدا و سيماست كه علاوه بر شناخت دقيق موسيقي در نواختن ساز هم استاد بوده است.
در اينجا از عزيزاني مثل استاد «لباسي»، «حسين ثابت راد»، «يوسف محبي» و «سيد حسين قاري» كه در عرصه اين هنر خدايي زحمات زيادي متحمل شده‌اند تشكر مي‌كنيم.