صفحه 7      شماره  3985      پنجشنبه 10 خرداد 1397


مسير هدايتگر رهبر معظم انقلاب در شعر و ادب
نيمه رمضان و ديدار شاعرانه‌هاي تا ابد جاري
هگمتانه، گروه فرهنگ و ادب - اعظم مهري: نيمه رمضان است، پانزدهم، همان روز عزيزکرده ي غزل‌هاي عاشقانه. همان دورهم نشيني مهربان و صميمي، کنار دوست، کنار او که بودنش شعري پرشور است و نگاهش بي نهايتي شاعرانه. نيمه رمضان است، ولادت آقاي جود و بخشش، ولادتي با عطر واژگان ناب در هم آميخته. و اينک ميان خوان گسترده ي رحمت و مهرباني کريم اهل بيت، گردهم آمدن شاعرانه‌ها چه زيباست.
شعر اين غذاي روح، وقتي ناب باشد، وقتي عمق معنايش تا ايمان و توکل برسد، ماندگاريش از عزل تا ابد جاري خواهد بود. و اين روزها کم نيستند شاعرانه‌هاي ژرف. کم نيستند، کساني که کلامشان به عطر عشق منزه است و آسمانشان، رنگي ديگر دارد.
و چه ميزباني دارد اين شاعرانگي ها، چه دل انگيز است، درک والايش از مفهوم عميق شعرها. و چه پشتگرمي دلنشيني براي اهالي قلم اين سرزمين. هر سال نيمه رمضان که مي‌رسد، تمامي علاقمندان شعر و ادبيات، در انتظار شنيدن اند، در انتظار نوشيدن.
نگاهي گذرا به کلام و انديشه ي رهبر معظم انقلاب طي سالهاي اخير مي‌تواند مسيري روبه اهتزاز و بالندگي را براي شعر انقلاب رقم بزند.
سال 88 بود،که آقا با همان لطف هميشگيشان به شاعران و اهالي قلم از بالاتر رفتن سطح شعر انقلاب گفتند و خطاب به ميهمانانشان فرمودند: "من امسال هم مثل پارسال دقت کردم تا بالا آمدن سطح شعر انقلاب را و شعر اين نسل را بسنجم؛ پارسال هم به گمانم همين را گفتم، امسال هم تأکيد ميکنم: من بوضوح دارم بالا آمدن اين سطح را مشاهده ميکنم... اغلب شعرهائي که امشب خوانده شد، شعرهاي خوبي بود؛ خوبِ به معناي حقيقي کلمه، يعني لفظِ خوب، معناي خوب، آهنگ و موسيقي خوب، گزينه‌‌‌‌‌‌‌هاي واژگاني خوب و گسترش تخيل را در اين شعرها - بخصوص توي شعر جوانها - آدم مشاهده ميکند؛ اينها خيلي مهم است. اينها همه، چيزهائي است که نشان‌‌‌‌‌‌‌دهنده‌‌‌‌‌‌‌ي رشد و بالندگي نهال شعر در کشور ماست."
*حرکت به سمت شعر بهتر
ايشان شعر را با تمام لطافت هايش مي‌شناسند و ميد انند که شعر چه رسالتي دارد، و چگونه مي‌تواند سقوط کند يا به پرواز درآيد.
"خب، يک مطلب اين است که شعر دوران انقلاب - يعني اين دوران سي ساله - دارد آزمايش خوبي از خودش نشان ميدهد؛ شعراي خوب ما هيچ تنزل و توقف ندارند؛ انسان اين را حس ميکند...
علاوه بر اينکه رويشهاي جديدي هم ما داريم. اين جوانهائي که دارم ميبينم، حقيقتاً من را شگفت‌‌‌‌‌‌‌زده ميکنند... بنابراين اين يک آزموني است براي شعر انقلاب؛ شعر انقلاب يک حرکت مستمرِ رو به جلوي داراي اوج داشته. اين از لحاظ اصل اين معنا." (1388/06/14)
* شعر انقلاب بايد در خدمت مفاهيم انقلاب باشد
راه معلوم است و جهت، روبه افق‌هايي ناب و اين هدايتگري، نعمتي است براي تمامي آنها که دغدغه ي اين انقلاب را دارندو دلشان مي‌لرزد براي روزهاي اين سرزمين.
"شعر انقلاب بايد در خدمت مفاهيم انقلاب باشد...انقلاب يک مجموعه‌‌‌‌‌‌‌اي از ستاره‌‌‌‌‌‌‌هاي درخشان آرماني را بالاي سر ما قرار داده و ما را به حرکت و پرواز و جهش به سمت اين نقاط نوراني دعوت کرده. ما هم امتحان کرديم، ديديم ميتوانيم پرواز کنيم؛ ديديم اين پرواز ممکن است. البته در دوره‌‌‌‌‌‌‌ي دفاع مقدس نمونه‌‌‌‌‌‌‌هاي بارزش ديده شد و ديديم وقتي اين ملت به سمت اين آرمان‌‌‌‌‌‌‌ها پر بگشايد، ميتواند خوب حرکت بکند؛ اما بسياري از اين آرمانها هنوز بالاي سر ماست؛ ما بايد حرکت کنيم: به سمت عدالت بايد برويم، به سمت اخلاق بايد برويم، به سمت استقلالِ به معناي حقيقي کلمه - شامل استقلال فرهنگي که از همه عميقتر و دشوارتر است - بايد برويم، به سمت بازيابي حقيقي هويت اسلامي- ايراني خودمان بايد برويم." ( 1388/06/14)
* شاعر چه نقشي دارد؟
گاه شناخت راه از بيراه دشوار است و اين تفحص در کلام دلسوختگان انقلاب است که مي‌تواند روشنگري کند. نقش شاعر چيست؟ چگونه مي‌توان به ادبيات اين ديار خدمت کرد و در شان يک انسان هنري و فرهنگي گام برداشت؟ شناخت رسالت شاعري، يعني شناخت اقتضاي زمان، همانگونه که از کلام رهبر انقلاب مي‌توان دريافت.
"در اينجا شاعر چه نقشي دارد؟ مردِ هنري و مردِ فرهنگي - مرد شامل زنها هم ميشود - يعني انسانِ هنري و انسانِ فرهنگي، در اين صحنه چه وظيفه‌‌‌‌‌‌‌اي دارد؟ به نظر من وظيفه خيلي سنگين است، خيلي بزرگ است. مهمترين وظيفه هم تبليغ و تبيين است؛ «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه و لا يخشون احدا الّا اللَّه»؛ اين يک معيار است؛ حقيقتي را که درک ميکنيد، آن را تبيين کنيد. کسي انتظار ندارد برخلاف آنچه که ميفهميد حرف بزنيد. نه، آنچه را که ميفهميد، بگوئيد. البته براي اينکه آنچه ميفهميد درست و صواب باشد، بايد تلاش و مجاهدت کنيد؛ چون در حوادثِ فتنه‌‌‌‌‌‌‌گون، شناخت عرصه دشوار است، شناخت اطراف قصه دشوار است، شناخت مهاجم و مدافع دشوار است، شناخت ظالم و مظلوم دشوار است، شناخت دشمن و دوست دشوار است. اگر بنا باشد يک شاعر هم مثل ديگران گول بخورد، فريب بخورد و بيبصيرتي به سراغش بيايد، اين خيلي دون شأن يک انسان هنري و يک انسان فرهنگي است. پس بايد حقيقت را فهميد؛ بعد هم بايد همان حقيقت را تبليغ کرد. نميشود با شيوه‌‌‌‌‌‌‌هاي سياسي - شيوه‌‌‌‌‌‌‌هاي سياستگران و سياستمداران - در عالم فرهنگ حرکت کرد، اين خلاف شأن فرهنگ است. در عالم فرهنگ بايستي گره‌‌‌‌‌‌‌گشائي کرد؛ بايستي حقيقت را باز کرد، بايستي گره‌‌‌‌‌‌‌هاي ذهني را باز کرد." ( 1388/06/14)
* سبکي جديد در شعر انقلاب
سال 89 وقتي آيت‌ا... خامنه‌اي از سبکي جديد در شعر ما سخن ميگويند، يعني شاعرانگي‌ها سمت و سويي نو يافته و شعر ما حرف‌هاي بسياري براي گفتن دارد. اين شعر بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد و به دنيا معرفي شود. اين يعني يک حرکت شعري.
"الان شعر کشور ما، چه از لحاظ کميّت شاعرها، چه از لحاظ پيشرفت شعر؛ يعني آن چيزهايي که در شعر اصالت دارد - زبان قوي، تخيّل قوي، نگاه روشن به مرزهاي دور، و دقّت و ريزبيني در امور جاري زندگي؛ اين چيزهايي که لازم است در شعر وجود داشته باشد تا شعر، شعر باشد - حرکتِ رو به رشد و رو به کمالي دارد. پس هم زبان هست، هم مضمون و محتوا به اين شکلي که عرض کرديم، هست، هم يک چيز ديگري هست که من دو سه سال پيش گفتم هنوز من نميتوانم اسمي رويش بگذارم: سبک جديدي در شعر پديد آمده که غالباً هر کدام از دوستان که شعر ميخوانند، انسان ميبيند که همان سبکِ برخاسته يا نشأت گرفته‌ي از شرائط روزگار - که شايد به اين آساني هم کسي نتواند اين شرائط را بشناسد و بشمرد - کم و بيش در همه‌ي اين اشعاري که خوانده مي‌شود، مشترکاتش ديده مي‌شود؛ بخصوص انسان اين را در زمينه‌ي غزل ميبيند...بنابراين خوش‌حاليم از اينکه الحمدللّه حرکت شعري وجود دارد." (1389/06/03)
*عطيه ي بزرگ الهي
رهبر معظم انقلاب طبع شعري را يک عطيه بزرگ الهي مي‌دانند و اين يعني ديدگاهي عميق نسبت به شعر، يعني قائل شدن ارزشي خاص براي شاعر، چيزي که فراتر از مقامات ظاهري و زيبايي‌هاي زميني و نعمت برجسته ي الهي است.
"اين طبع شعري که شما داريد، چيز کوچکي نيست؛ اين يک عطيّه‌ي بزرگ الهي است به شما. مقايسه کنيد اين را با کسي که مثلاً نيروي بدنىِ جسمانىِ خيلي زيادي دارد؛ اين از آن بالاتر است...طبع شعر، يک نعمت برجسته‌ي الهي است. خدا به شما يک کيسه جواهر بزرگِ تمام‌نشدني داده؛ شما ميتوانيد هي دست کنيد توي اين، در بياوريد و خرج کنيد. خرجش براي نان نيست، براي شکم نيست؛ خرجش براي چيزهاي وراي شکم، والاتر از شکم و زندگي مادّي است. اين نعمت را خدا به شما داده است.
من نميگويم قريحه‌ي شعري را در راه احساسات و در راه عواطف انساني و دل و عشق و اينها به کار نبريد - ميدانيد که اجتناب‌ناپذير است - اما عرضم اين است که سهم وافري از اين عطيّه‌ي الهي را به کار ببريد در آنجايي که خداي متعال از شما توقِّع دارد، دين شما از شما توقّع دارد. " (1389/06/03)
*در شعر عاطفي حدّ نگه داريد
شعر اگر سرشار از احساس و عواطف انساني هم باشد، بايد برايش حد نگه داشت، حرمت‌ها را حفظ کرد. اين صراحت در خط دهي و مشي برقرار کردن براي شعر، نياز به درکي عميق دارد. درکي که مي‌توان عاقبتش را در تاريخ شعري خودمان ديد. 
"آن‌جايي که به مسائل دل و عواطف و اينها ميپردازيد، حدّ نگه داريد؛ يعني آن حالت عفاف و حجاب را حفظ کنيد...
غرض اين است که دخترهاي جوان تصوّر نکنند که حالا اگر چنانچه بخواهند براي دلشان، براي عواطفشان، براي حسّشان يک شعري بگويند، پس ديگر بروند تا آن تهِ ته؛ نه، بالاخره خوب است که آدم يک حدّي را نگه دارد." (1389/06/03)
*از کميت شاعران تا نوآوري در مضمون
اشراف رهبر انقلاب به دوره‌هاي مختلف شعري و درک ايشان از مزيت‌ها و ويژگي‌هاي برجسته هر دوره مي‌تواند مبين مسير شعري اين ديار در قرن‌هاي گذشته باشد. وقتي شعر معاصر ما با برجسته‌ترين دوران شعري ايران قابل مقايسه و طراز گرفتن است يعني شعر ما روبه کمال است. همانگونه که در فرمايشاتشان ميخوانيم؛
"من دو شباهت مييابم بين شعر امروز کشورمان و شعر فارسىِ يک دوره‌ي دويست ساله‌ي بسيار مهم و برجسته، يعني دوره‌ي رواج و شکوفائي سبک هندي؛ که از اواسط قرن دهم تا اواسط قرن دوازدهم، شعر سبک هندي رواج داشته و گسترش پيدا کرده و اوج گرفته...
امروز تعداد شاعران ما در کشور، از لحاظ کميت، شبيه همان دوره‌ي دويست ساله است. البته اين به برکت انقلاب است. انقلاب معارف را، هنر را، همه چيز را آورد به متن مردم، داخل متن جامعه؛ لذا جوشش پيدا شد...
شباهت دوم بين اين دوره و آن دوره‌ي دويست ساله، نوآوري در مضمون است. در هيچ دوره‌ي ديگري اينجور سابقه ندارد که اين همه مضامين نو و حرفهاي تازه در شعر راه پيدا کند؛ که وقتي مضمون نو آمد، به تبع وجود مضمون نو، ترکيب نو هم مي‌آيد. يعني نياز مضمون به لفظ موجب ميشود که شاعر از ذوق خود، از هنر خود استفاده کند و ترکيبات بياورد..." (1390/05/24)
*نياز شاعر زمان ما به معرفت دينىِ عميق
پيدا کردن معرفت ديني عميق يکي از توصيه‌هاي رهبر فرزانه انقلاب به شاعران در ديدارهايشان بوده است. معرفتي که مي‌تواند شاعر را به اسوه و الگو بودن تبديل کند، الگويي که تا قرن‌ها باقي مي‌ماند و اثرگذاريش هميشگي است چون پشتوانه‌اي از ايمان و اعتقادات مذهبي دارد.
"شاعر زمان ما با اين ويژگيهائي که اين زمان دارد، احتياج دارد به معرفت دينىِ عميق. امروز شما چه بخواهيد، چه نخواهيد، چه خودتان بدانيد، چه ندانيد، چه تصديق بکنيد يا نکنيد، براي بسياري از ملتها الگو و اسوه شده‌ايد... شما اگر بخواهيد به لوازم اسوه بودن و الگو بودن عمل کنيد، بايستي معرفت ديني و معرفت اسلامي خودتان را عمق ببخشيد؛ و اين در گذشته‌ي شعر ما وجود داشته. شما نگاه کنيد، شاعران برجسته‌ي ما اغلب - حالا نميگويم همه - اينجورند؛ از فردوسي بگيريد تا مولوي و سعدي و حافظ و جامي...خودتان را برخوردار از معارف کنيد. البته راهش آشنائي با قرآن، انس با قرآن، انس با نهج‌البلاغه، انس با صحيفه‌ي سجاديه است. خيلي از اين ترديدها و نگرانيها و زنگارهائي که انسان در يک مواردي در دل دارد، با مطالعه‌ي اينها تبديل ميشود به شفافيت و روشني؛ انسان ميفهمد، راه را ميشناسد، کار را ميشناسد، هدف را ميشناسد." (1390/05/24)
*حافظ هويت شعر انقلاب باشيد
شعري که در خدمت انقلاب است و ارزشهاي اين راه را پاسداري مي‌کند بايد بتواند هويت خاص اين شعر را نشر دهد. و اين در سخنان رهبر انقلاب در نيمه رمضان سال 90 به روشني بيان شده است.
"شعر انقلاب يک هويتي دارد؛ در واقع متصدي و مباشر و ميداندارِ ارائه‌ي گفتمان انقلاب اسلامي است؛ اين را بايد حفظ کنيد؛ نبايد اين تحت‌الشعاع برخي از هيجاناتي قرار بگيرد که ناشي از تألمات شاعر است نسبت به يک مسئله‌اي، نسبت به يک قضيه‌اي، نسبت به يک چيزي. بالاخره همه جا ناهنجاريهائي وجود دارد، روح لطيف شاعر هم دچار تألماتي ميشود، اين تألمات طبعاً در شعر اثر ميگذارد؛ منتها نبايستي آن گفتمان اصلي انقلاب، آن هويت اصلي انقلاب مغلوب اين تألمات شود. بايد براي انقلاب حرف بزنيد، بايد براي گفتمان انقلاب تلاش و کار کنيد." (1390/05/24)
*دلتنگي‌هاي شاعرانه و حکمت شاعر
شعر به تعبير حضرت آقا، يکي از برجسته‌ترين هنرها است و اگر احساسات شاعرانه، احساسات عاشقانه، احساسات مربوط به مسائل جاري زندگي شخصي در شعر نيايد، شعر در واقع همه‌ي کار خودش را انجام نداده. به رسميت شناختن احساس شاعر يعني دميدن روح انساني در شعر. يعني اعتقاد به ماشيني نبودن روند سرودن. اما در کنار اين احساسات بايد حکمت شاعر نيز مورد توجه باشد. حکمتي که به شعر ما اعتبار مي‌بخشد.
"بنده هيچ وقت از هيچ شاعري گله نميکنم که او برخي از دلتنگي‌هاي خودش را از اوضاع در شعر مي‌آورد. بالاخره روح شاعر روح حساسي است، ظريفي است؛ از يک چيزي رنجيده ميشود، ناراحت ميشود. بنابراين واقعاً هيچ جاي اشکالي وجود ندارد. خيلي از اين دوستان نزديک و صميمي از رفقاي شاعر ما از اين دلتنگي‌ها داشته‌اند و بنده هم جزو مستمعهاي خوب و صبور شعرهاي دلتنگي اينها بوده‌ام. بنابراين ما اين دو بخش شعر را به رسميت ميشناسيم: هم آنچه که مربوط به احساسات است، هم آنچه که مربوط به بيان دلتنگي‌ها است. ليکن يک بخش ديگر هم هست که انديشه‌ي شاعر است، حکمت شاعر است؛ اين نبايد مغفولٌ‌عنه قرار بگيرد."( 1392/05/01)
*تأثير بر مخاطب؛ کارکرد عمده ي شعر
"تأثير بر مخاطب، توانايي ارتباط گرفتن با خواننده يک ويژگي ارزشمند براي شعر و شاعر است. شاعري که خودش را از مخاطب جدا مي‌داند، کارکرد بزرگي را در شعر خود از دست مي‌دهد. و اين نکته ي مهمي است براي يک شاعر.
کارکرد عمده‌ى شعر تأثيرى است که شعر شما بر روى مخاطب ميگذارد. شما با شعر خودتان خلوت مخاطب را اشغال ميکنيد. انسانها خلوتى دارند اين از مميّزات انسان است، خلوتى دارند، درونى دارند، حيطه‌بندى اسرارى دارند، خودى دارند؛ شما با شعرتان در اين خلوت حضور پيدا ميکنيد، بر روى اين خلوت اثر ميگذاريد، آن را غنى ميکنيد. اين، يکى از مهم‌ترين کارکردهاى شعر است...اين يکى از مهم‌ترين کارکردهاى شعر شما است."( 1393/04/21)
*شعر،حافظ هويت ملي
شعر حافظ هويت ملي است و اين يعني شعر مي‌تواند هويت فرهنگي را تقويت کند و با پيام‌هاي خود حيات يک مجموعه را تحت تأثير قرار دهد. چنان که رهبر انقلاب مي‌فرمايند.
"يک مسئله‌ى ديگر در مورد شعر، کارکرد اجتماعى شعر است؛ شعر، حافظِ هويّت ملّى است، حافظ هويّت ملّى. هويّت ملّتها عبارت است از مشخصّه‌هاى فرهنگى آنها و مزيّتهاى فرهنگى آنها؛ اين هويّت فرهنگى يک ملّت را تشکيل ميدهد. اين هوّيت فرهنگى، اصل است؛ اگر چنانچه اين از يک ملّتى گرفته بشود، اين ملّت هضم خواهد شد، يعنى درواقع به معناى حقيقى کلمه نابود خواهد شد؛ حالا در يک مشخّصه‌ى جغرافيايى قرار ميگيرد امّا چيزى نيست؛ هست، امّا بودن او مثل نبودن است؛ هويّت فرهنگى، همه‌ى حيات يک مجموعه و يک ملّت است. شعر ميتواند اين هويّت فرهنگى را هم تقويّت کند و غنى کند و تغذيه کند؛ که در باب هويّت فرهنگى هم باز به شعراى تاريخ خودمان که نگاه ميکنيم - زبان‌آوران بزرگ - مى‌بينيم پيامهاى اينها خيلى باارزش است: پيام توحيد است، پيام خداباورى است، پيام درستکارى است؛ واقعاً منظومه‌هايى که در اين مورد وجود دارد حقيقتاً شگفت‌آور است."( 1393/04/21)
*شعر، اثرگذارترين کلام بشر 
اثرگذاري شعر و نقش برانگيزاننده آن و تعهدي که براي شاعر ايجاد مي‌کند نکته ايست که بايد بسيار مورد توجه قرار گيرد و توسط رهبر معظم انقلاب به شاعران تذکر داده شده است.
"شعر يک عنصر اثرگذار است، اثرگذاري آن هم در مجموعه‌ي عوامل کلامي يک اثرگذاري مضاعفي است؛ يعني هيچ سخني، هرچه فصيح، هرچه زيبا، هرچه پرمغز، اگر شعر نباشد اين اثر را ندارد؛ شعر يک‌چنين دستگاهي است، يک‌چنين عنصري است. شعر نقش برانگيزاننده دارد، در جايي که جاي برانگيختن است؛ نقش راهنما دارد، نقش خط‌دهنده دارد، نقش جهت‌دهنده دارد به مستمع و به کسي که شعر را براي خودش ميخواند؛ خب اين ميشود مسؤوليّت‌آور. وقتي شما يک ثروتي، يک امکاني در اختيار داريد که از آن ميتوان براي کارهاي بزرگ استفاده کرد، اگر استفاده نکرديد، خلاف مسؤوليّت عمل کرديد، خلاف تعهّد رفتار کرديد. اين مسؤوليّت‌آور است. حالا خداي متعال اين نعمت را به شما داده امّا مثل همه‌ي نعمتها از نعمت سؤال خواهد شد، از عطاي الهي سؤال خواهد شد. از شما سؤال خواهد شد که با اين نعمت چه کرديد؟
ميتوان با ابزار شعر مخاطب را به راه راست و صراط مستقيم هدايت کرد؛ ميتوان هم او را به کج‌راهه برد، او را ساقط کرد." (1394/04/10)
* شاعر از فاخرترين و عزيزترين سرمايه‌هاي هر کشوري است
وقتي شاعر براي يک کشور از فاخرترين سرمايه‌هاي ملي به شمار مي‌رود، يعني ارزش قلم و انديشه در اوج قرار دارد. چنين ارزشي بايد به بهترين شکل مورد استفاده قرار گيرد. 
"شاعر، سرمايه‌ي کشور است؛ جزو فاخرترين و عزيزترين سرمايه‌هاي هر کشوري شاعر است؛ البتّه همه‌ي هنرمندها سرمايه‌اند منتها شاعر يک خصوصيّاتي دارد و شعر در بين انواع‌واقسام هنرها يک خصوصيّتي دارد و اين خصوصيّات موجب ميشود که ارزش شاعر در جامعه بالا برود؛ سرمايه است و ذخيره است. خب، اين سرمايه بايد در بزنگاه‌ها مورد استفاده‌ي کشور قرار بگيرد؛ اين يک استنتاج خيلي روشن و طبيعي است ديگر: آنجايي که کشور -چه در زمينه‌ي مسائل فرهنگي‌اش، چه در زمينه‌ي مسائل سياسي‌اش، چه در زمينه‌ي مسائل اجتماعي‌اش، چه در زمينه‌ي ارتباطات مردمي و پيوندهاي اجتماعي‌اش، چه در زمينه‌ي مواجهه‌ي دشمنان خارجي‌اش- احتياج به يک کمکي دارد، خب اين ذخيره مثل همان ذخيره‌ي صندوق توسعه‌ي ملّي که ما اينجا ذخيره ميکنيم از پول نفت براي اينکه يک جايي، يک وقتي به درد کشور بخورد و در آنجا استفاده بشود [بايد به درد بخورد]. بنابراين اگر چنانچه ما شعري داشته باشيم که نسبت به مسائل جاري کشور هيچ موضعي نداشته باشد، اين شعر به کار نياز کشور نمي‌آيد؛ بايد موضع داشته باشد."( 1395/03/31)
*فرصتي مهم که در نوحه و شعرهاي مرثيه‌اي وجود دارد
نوحه و شعر‌هاي مرثيه نيز از جمله گونه‌هاي ادبي است که حضرت آقا در خصوص بالا بردن سطح مضامين آنها توصيه‌هاي بسياري داشته اند. 
"يک مسئله، مسئله‌ي شعرهايي است که در بين مردم کاربرد زيادي دارد؛ از جمله نوحه و شعرهاي مرثيه؛ نوحه خيلي اثر دارد، خيلي ميتواند تأثير بگذارد؛ [البتّه‌] اگر مضموني در اين نوحه‌ها وجود داشته باشد. فرض بفرماييد در کشور حالا ايّام عاشورا يا بعض ايّام عزاداري ديگر، شما ببينيد ميليون‌ها افراد و امروز غالباً جوان، مي‌ايستند به يک گوينده‌اي که دارد نوحه ميخواند گوش ميکنند و آن شعر و آن آهنگ در آنها حالت هيجان به وجود مي‌آورد؛ سينه ميزنند، گريه ميکنند، اعتقاداتشان، احساساتشان، عواطفشان نسبت به مفاهيم ديني بيشتر ميشود، اين خيلي فرصت مهمّي است؛ ما از اين فرصت بايد استفاده کنيم... ما بايد اين کار را جدّي دنبال بکنيم؛ البتّه شعر نوحه يک خصوصيّاتي دارد؛ يعني از لحاظ لفظ، از لحاظ ترکيب، از لحاظ ساخت شعري يک خصوصيّاتي را بايد داشته باشد تا جا بيفتد، تا نوحه‌خوان بتواند آن را بخواند. امّا من خواهش ميکنم اين کساني که اهل نوحه‌خواني‌اند، اهل مرثيه‌خواني‌اند، اينها توجّه کنند؛ بخواهند و بپذيرند، بگيرند استفاده کنند و شما شعراي عزيز هم در اين زمينه هرچه ممکن است دنبال کنيد."( 1395/03/31)
*شاعري؛ راهي بي انتها
اينکه شاعري راهي بي انتهاست حرفي درست و به جاست، شاعري نهايتي ندارد و احساس توقف در شعر مي‌تواند براي شاعر سمي مهلک باشد. 
"توقّف و احساس به‌منزل‌رسيدگي سمّ مهلک است؛ هرکدام از شما آقايان، همانهايي که شعرهايتان خيلي خوب است و آدم لذّت ميبرد، همانها اگر احساس کردند که رسيدند به آن ايستگاه آخر و ديگر بعدش چيزي نيست، قطعاً توقّف ميکنند و سقوط ميکنند و نزول ميکنند. علاوه بر اينکه اين [احساس] خطا هم هست؛ يعني الان در اين جمع حاضر، فرض کنيم حالا غربالگري کرديم و يکي شد در درجه‌ي اوّل؛ همان که در بين جمع حاضر در درجه‌ي اوّل است، در عالم شعر در درجه‌ي اوّل نيست؛ يعني بالاخره فاصله‌اش تا سعدي و حافظ و فردوسي و جامي و مانند اينها فاصله‌ي قابل توجّهي است و بايد برسد به آنها؛ [البتّه] از آنها هم بالاتر ميشود رفت؛ اين‌جور نيست که حافظ، منتهاي حدّ شعر باشد؛ نه، بالاتر هم ميشود رفت؛ هم در استفاده‌ي از تعبيرات و گستره‌ي واژگاني مناسب در شعر، هم در مضمون‌يابي؛ مضمون‌يابي مثل آنچه‌ آدم مثلاً فرض بفرماييد در شعر صائب ميبيند، در شعر کليم ميبيند، در شعر حزين ميبيند، بيش از همه در شعر بيدل ميبيند. بالاخره در اين زمينه‌ها خيلي زياد بايد کار بشود و ميشود کرد و اين درخت، توانايي و استعداد و ظرفيّت بالندگي خيلي بيش از اينها را دارد." 1396/03/20"
بنا به فرمايش رهبر معظم انقلاب بايد براي مضمون‌يابي‌ شعر، و براي پيراستن الفاظش،و براي کشاندن بيشتر آن به سمت مفاهيم مورد نياز امروز؛ تلاش کرد. شعر اين عنصر گرانبها، بايد راهش را بيابد و به لطف بزرگان و فرهيختگاني همچون حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي اين روزها، روزهاي خوبي براي شعر ما رقم خورده است. 
اميد است اين پيکره ي توانمند که به جان کِشته شده به جهان شناسانده شود و آسمانش پرفروغ‌تر از هميشه درخشان باشد.