صفحه 7      شماره  3891      شنبه 30 دی 1396


سه عامل اميد آفرين از نگاه قرآن
هگمتانه، گروه جرعه نور: «بگو به آن بندگانم که در ارتکاب گناه زياده‌روى کرده‌اند از رحمت خدا مأيوس نباشند، خداوند همه گناهان را مى بخشد او بخشاينده و مهربان است».
*شفاعت
اگر ايمان و تلاش هاى انسان در مسير ايمان، زمينه ساز اميد است، باز بودن باب توبه، پذيرفته شدن شفاعت اولياى خدا، و گستردگى رحمت خدا، يک رشته عواملى است که بذر اميد را در مراحل بعد در قلوب انسان مى پاشند، يعنى پس از ايمان و تلاش، بايد اين عوامل را که قرآن به آنها اشاره مى کند عوامل درجه دوم براى ايجاد رجا و اميد در قلوب دانست. اينک بيان آنها:
1. مغفرت گسترده خدا
نخستين عامل آفريننده اميد در قلوب افراد با ايمان، پس از تلاش هاى شايسته، همان اعتقاد به رحمت گسترده خداوند است، خدايى که رحمت او بر خشم او مقدم مى باشد.[1]
قرآن در مواردى بر اين معنى، تصريح کرده و مى فرمايد:
قُلْ يا عِبادىَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّاللّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِيمُ.[2]
«بگو به آن بندگانم که در ارتکاب گناه زياده روى کرده اند از رحمت خدا مأيوس نباشند، خداوند همه  گناهان را مى بخشد او بخشاينده و مهربان است. »
و در آيه ديگر مى فرمايد:
...وَإِنَّ رَبَّک لَذُو مَغْفِرَة لِلنّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ....[3]
«پروردگار تو به مردم در حالى که ستمکار و گناهکارند، داراى بخشايندگى است.»
اين گونه آيات به خصوص آيه دوم، مربوط به آن نوع بخشايندگى است که گاهى بدون توبه شامل حال بندگان مى گردد، و اگر مقصود آن نوع از بخشايندگى بود که از طريق توبه عايد انسان مى گردد لفظ "على ظلمهم" درحالى که گنه کارند لزومى نداشت. گذشته از اين، لحن آيه نخست، به گونه اى است که نمى توان آن را بر خصوص حالت توبه حمل کرد زيرا لحن آيه از يک رحمت وسيع و مغفرت گسترده حکايت مى کند و مى خواهد در دل بندگان بدور افتاده، نور اميد و بارقه رجا را روشن سازد.
2. استغفار فرشتگان
از عوامل اميد آفرين، طلب آمرزش فرشتگان است زيرا حاملان عرش و آنها که پيرامون آن هستند در حق افراد با ايمان طلب آمرزش مى کنند آنجا که مى فرمايد:
الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرشَ وَمنْ حَولَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُ?ْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وََسِعَتْ کلَّ شَىء رَحْمَةً وَعِلماً....[4]
«فرشتگان حامل عرش و آنها که دور آن هستند با ستايش خدا، او را تسبيح مى گويند هم خود به خدا ايمان دارند و هم درباره افراد با ايمان طلب آمرزش مى کنند و مى گويند پروردگارا! رحمت و علم بى نهايت تو، همه جا را فرا گرفته است.»
3. شفاعت اولياى الهى
سومين عامل رجا و اميد، شفاعت اوليا خداوند است که قرآن از آن درباره رسول گرامى به عنوان «مقام محمود» نام مى برد و مى فرمايد:
وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَک عَسى أَنْ يَبْعَثَک رَبُّک مَقاماً مَحْمُوداً.[5]
«بخشى از شب را با انجام نمازهاى نافله، بيدار و متهجد باش، شايد خدايت تو را به مقام بس پسنديده برگزيند.»
در آيه ديگر يادآور مى شود که شفاعت خدا پيامبر را تا آن حد مى پذيرد که او را راضى سازد آنجا که مى فرمايد:
وَلَسَوفَ يُعْطِيک رَبُّک فَتَرْضى.[6]
«خداى تو آن اندازه به تو مى دهد و در سايه شفاعت تو گنهکاران امت را مى بخشد که تو راضى شوى.»
آيا آيه نخست که درباره لطف گسترده خدا سخن مى گويد بيشتر اميد آفرين است، يا آيه اخير که مربوط به شفاعت پيامبر است؟ 
احاديث خاندان رسالت حاکى است که آيه مربوط به شفاعت بيش از آيه نخست، رجا آفرين مى باشد. هر چند که ديگران خلاف آن را برگزيده اند، ولى از اميرم?منان حديثى نيز نقل شده است که قول نخست را تأييد مى کند.[7]
در پايان يادآور مى‌شويم که با بودن يک چنين وسايل رحمت و عوامل اميدآفرين نبايد خود را فريب داد و به اميد اين عوامل از انجام وظايف خوددارى کرد. همان طور که اميرم?منان عليه السلام مى‌فرمايد: عارف به مقامات خدايى، کسى است که مردم را از رحمت خدا مأيوس نسازد و آنان را از بازتاب گناهان مطمئن ننمايد.[8]
پي نوشت‌ها:
[1]. يا من سبقت رحمته غضبه.
[2]. زمر/53.
[3]. رعد/6.
[4]. غافر/7.
[5]. اسراء/79.
[6]. ضحى/5.
[7]. به مجمع البيان، ج4، ص 503، ط صيدا. وبه احياء العلوم، ج4، ص 167 مراجعه بفرمائيد.
[8]. انما العالم الذى لايقنط الناس من رحمة اللّه و لاي?منهم من مکر اللّه کافى، ج1، ص 36.
منبع: منشور جاويد، ج3، ص 200ـ 203.