صفحه 7      شماره  3891      شنبه 30 دی 1396


همراهى بيم و اميد
هگمتانه، گروه جرعه نور: برخى، از آيات 49 ـ 50 حجر/15 لزوم همراهى خوف و رجا را استفاده کرده‌اند: «نَبِّئ عِبادى اَنّى اَنَا الغَفورُ الرَّحيم * و اَنَّ عَذابى هُوَ العَذابُ الاَليم» زيرا آيه اول بشارت به مغفرت و رحمت الهى و آيه دوم انذار به عذاب دردناک است.
جالب‌تر از آيه ياد شده در اين باره آيه 30 آل‌عمران/3 است:«... ويُحَذِّرُکُمُ اللّهُ نَفسَهُ واللّهُ رَءُوفٌ بِالعِباد» و لطيف‌تر از آيات پيشين آيه 33 ق/50 است؛ آنجا که مى‌فرمايد:«... مَن خَشِىَ الرَّحمـنَ بِالغَيبِ» زيرا خوف و خشيت، به رحمان که بيانگر رحمت الهى است معلق شده تا دربردارنده خوف در متن امنيت باشد.[تفسير صدرالمتالهين، ج 3، ص 205 ـ 206.] 
در آيه‌اى نيز به خوف و رجاى اولياى الهى، تصريح شده است: «... يَرجونَ رَحمَتَهُ و يَخافونَ عَذابَه» (اسراء/17،57) 
راز لزوم همراهى بيم و اميد اين است که تقويت يک جانبه روح اميد در انسان آفاتى در پى دارد؛ بر پايه روايتى اميد و بيم همواره بايد توأم باشد، تا انسان با داشتن اميد از خطر ورود در زمره کافران رهايى يافته و با دارا بودن بيم، خود را از مکر الهى در امان نبيند: 
«اِنَّهُ لا يايـَسُ مِن رَوحِ اللّهِ اِلاَّ القَومُ الکـفِرون» (يوسف/12،87)، 
«اَفَاَمِنوا مَکرَ اللّهِ فَلا يَأمَنُ مَکرَ اللّهِ اِلاَّ القَومُ الخـسِرون» (اعراف/7،99)[ نهج‌البلاغه، حکمت 377.] 
اميرمؤمنان، امام على(عليه السلام) بيم و اميد را به دو بالى تشبيه مى‌کند که انسان [بنده [با آن به سوى رضوان الهى پر مى‌کشد و دو چشمى که به وسيله آن وعده‌ها و وعيدهاى خدا را مى‌بيند.[بحارالانوار، ج 67، ص 390]
از مسائلى که در باره همراهى بيم و اميد مطرح شده لزوم، برابرى يا ترجيح يکى از آن دو است؛ امام باقر(عليه السلام)فرمودند: بنده مؤمنى نيست مگر اينکه در قلب او دو نور وجود دارد: نور بيم و نور اميد، که هر يک اگر وزن شود از ديگرى فزون‌تر و سنگين‌تر نخواهد بود.[الکافى، ج 2، ص 67 ] 
ابن‌عربى مى‌گويد: سزاوار است در هنگام احتضار اميد انسان بر بيم او غلبه کند؛ ولى قبل از آن بايد خوف و رجاى انسان يکسان باشد.[الفتوحات المکيه، ج 13، ص 619.]