صفحه 7      شماره  3890      پنجشنبه 28 دی 1396


از همان کلاس اول ابتدايي در بازار همدان کار مي‌کردم
هگمتانه، گروه فرهنگ و ادب: «بعد از مرگ پدرم همراه با مادر و دو خواهر و برادرم به زادبوم خانوادگي نقل مکان کرديم و مقيم همدان شديم. درمورد خودم صادقانه بايد بگويم که به‌محض اينکه از آب و گل درآمدم و دست چپ و راست خودم را شناختم، کار کردم. از همان کلاس اول ابتدايي در بازار همدان کار مي‌کردم و درس مي‌خواندم. به کشتي علاقه زيادي داشتم.
حدود سال 1341 درحالي‌که دوازده سال بيشتر نداشتم براي تماشاي مسابقات کشتي آزاد به سالن‌هاي ورزشي همدان مي‌رفتم. ابتدا فقط علاقه داشتم، اما سه سال بعد تصميم گرفتم به‌صورت عملي و پيگير وارد اين ورزش پهلواني شوم. تا اينکه در رشته آزاد وزن 57 کيلو کشتي مي‌گرفتم اما به‌دليل شرايط نامناسبي که داشتم نمي‌توانستم شش دانگ به کشتي بپردازم چون هم متکفل معيشت خانواده بودم و کار مي‌کردم و هم شب‌ها درس مي‌خواندم.»
روايتي از زندگي شهيد سردار همداني در کتاب «مهتاب خَيِّن» به قلم حسين بهزاد