صفحه 1 : ایران و جهان
صفحه 2 : خبر همدان
صفحه 3 : ایران و جهان
صفحه 4 : خبر همدان
۲۶
شهریور
۱۴۰۵
شماره
۶۲۶۰
عناوین صفحه
هگمتانه، گروه خبر همدان: حدود 200 شب از تجمعات شبانه مردم در میدان امام خمینی(ره) میگذرد و باز هم این میدان است که هر شب بخشی از روایت مردم را در خود ثبت میکند.
به گزارش هگمتانه، در صدونودونهمین تجمع شبانه مردم ولایتمدار همدان، میدان امام خمینی(ره) حالوهوای دیگری داشت. علاوه بر عطر حضور مردم، بوی عطر دمنوش در فضای میدان پیچیده بود و نسیم شبانه هم این عطر را در فضا پخش میکرد. کمی نزدیکتر که شدم، صدای خادمان موکب به گوش میرسید؛ یکی مشغول پذیرایی بود، دیگری وسایل را آماده میکرد و نفر دیگر حواسش به جمعیتی بود که برای گرفتن یک استکان نوشیدنی گرم مقابل موکب ایستاده بودند.
اینجا خبری از یک حضور تشریفاتی نبود. هرکس کاری داشت و هرکس به اندازه توان خود سهمی از این میدان را بر دوش گرفته بود.
کمی کنار ایستادم تا از ازدحام مقابل موکب کاسته شود. وقتی جمعیت آرامتر شد، به سراغ مسؤول موکب رفتم و خودم را معرفی کردم. از او خواستم چند دقیقهای کنارم بایستد و از قصه «خادمیاش در موکب منتظران نور» بگوید؛ قصه موکبی که حالا بخشی از شبهای میدان امام خمینی(ره) شده است.
روایت روزهای جنگ
سهیلا قرهخانلو، مسؤول موکب «منتظران نور»، روایتش را از روزهای نخست جنگ آغاز میکند؛ از روزهایی که به گفته او، تصمیم گرفتند به جای تماشای حوادث، بخشی از بار میدان را بر دوش بگیرند.
او میگوید: از دهم ماه رمضان، همزمان با آغاز جنگ، موکب را در میدان امام خمینی(ره) برپا کردیم؛ به نیت رهبر شهیدمان و با هدف زمینهسازی ظهور امام زمان(عج).
میدان امام خمینی(ره) در آن روزها تنها محل تجمع مردم نبود؛ محل رفتوآمد خادمانی بود که تلاش میکردند سهم خود را از خدمت ادا کنند. افطاری، چای، غذای لقمهای، سوپ، آش و انواع غذاها، بخشی از خدماتی بود که موکب «منتظران نور» در قالب یک پویش مردمی ارائه میکرد.
پس از ماه رمضان، فعالیت موکب در میدان ادامه پیدا کرد، اما مقصد بعدی آرامگاه بوعلی بود؛ جایی که به گفته مسؤول موکب، تعداد موکبهای خدمترسان کمتر بود و همین موضوع آنها را برای برپایی موکب در این محدوده ترغیب کرد.
چند ماه، هر شب از ساعت 20 تا حدود یک بامداد، خادمان «منتظران نور» در آرامگاه بوعلی به مردم خدمت کردند.
هفت روز خدمت در مشهد
ماجرای موکب اما به همدان محدود نماند و زمانی که قرار شد پیکر مطهر رهبر انقلاب برای تشییع به مشهد منتقل شود، موکب همدان نیز راهی مشهد شد تا در کنار زائران، حضور داشته باشد.
قرهخانلو از هفت روز حضور در مشهد میگوید؛ هفت روز پذیرایی و خدمترسانی به زائرانی که از نقاط مختلف کشور خود را به این شهر رسانده بودند.
پس از پایان این مأموریت، «منتظران نور» بار دیگر به همدان بازگشت و اینبار دوباره میدان امام خمینی(ره) را برای خدمت انتخاب کرد؛ میدانی که حالا حدود یک ماه است میزبان این موکب است.
هیچکس با اجبار به موکب نیامده
«منتظران نور» تنها با چند خادم ثابت اداره نمیشود. خانواده قرهخانلو، دخترانش، بسیجیها، مهدییاوران و حتی کودکان و نوجوانان، هرکدام بخشی از کار را بر عهده گرفتهاند.
قرهخانلو تأکید میکند که هیچکس با اجبار به موکب نیامده؛ شیفتها میان خادمان تقسیم شده و تقریباً هر شب حدود هفت نفر در موکب حضور دارند و هرکدام بخشی از امور را پیش میبرند.
وقتی از انگیزهاش برای ادامه این مسیر میپرسم، پاسخ روشنی دارد؛ همه به عشق امام زمان(عج)، رهبر، کشور و پیروزی رزمندگان اسلام فعالیت میکنند.
از نگاه مسؤول موکب، «منتظران نور» صرفاً محلی برای پذیرایی نیست؛ قرار است مردم را کنار یکدیگر نگه دارد و نشان دهد که حتی در روزهای سخت، میدان میتواند با حضور مردم زنده بماند.
وقتی امکانات کم است، مردم بیشتر پای کار میآیند
او کمکهای مردمی را ستون اصلی این حرکت میداند؛ کمکهایی که تنها مالی نیست. برخی مردم امکانات میآورند، برخی وقت و توان خود را در اختیار موکب میگذارند و برخی دیگر با حضور و خدمترسانی، سهم خود را ادا میکنند.
اما در میان تمام روایتهای این موکب، شاید مهمترین بخش، جایی باشد که قرهخانلو از رزمندگانی سخن میگوید که در میدان نبرد حضور دارند.
پیامش کوتاه است؛ اما از جنس شعار نیست؛ از جنس اطمینان است. او ادامه میدهد: به تمام رزمندگان خدا قوت و خستهنباشید میگوییم و به آنها اطمینان میدهیم که ما تا آخر در کنار شما هستیم.
مردم تا پیروزی نهایی در میدان میمانند
قرهخانلو میگوید مردم تا پیروزی نهایی در میدان خواهند ماند و تجمعها و خدمترسانیها نیز ادامه پیدا خواهد کرد.
مسؤول موکب «منتظران نور» امیدوار است که این مسیر به پیروزی کشور شود؛ روزی که به تعبیر خودش، شیرینی پیروزی را همینجا، در میدان امام خمینی(ره)، در کنار مردم پخش کند.
میدان همچنان روشن است؛ مردم هنوز میآیند و در گوشهای از آن، موکبی کوچک با استکانهای چای و دمنوش گرم، روایت دیگری از این حضور را ثبت میکند و بخشی از ایستادگی را در قالب خدمت به یکدیگر معنا میکنند.