|
در روزهایی که فضای دانشگاهها و مراکز علمی کشور با نشاط علمورزی و تحقیق عجین شده است؛ پیام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در تجلیل از نخبگان و افتخارآفرینان علمی و ورزشی، فراتر از یک متن تبریکآمیز، بلکه یک سند راهبردی در باب «نخبگی» و «مسیر پیشرفت کشور» است. آنچه این پیام را از متون مشابه متمایز میکند؛ نه فقط محتوای عمیق آن، بلکه ادبیات و بلاغتی است که در آن به کار رفته است؛ ادبیاتی که همزمان حماسی، عاطفی و راهبردی است. بازتعریف نخبگی؛ فراتر از علم و ورزش نخستین و شاید مهمترین نکته این پیام، گسترش معنایی مفهوم «نخبگی» است. رهبر انقلاب با عبارت «جغرافیای نخبگی، منحصر در ساحت علم و فنّاوری یا ورزش و انواع مهارتها نیست»، مرزهای این مفهوم را درمینوردد و آن را به هر «ممتاز بودنِ مثبت و مطلوب» تعمیم میدهد. این نگاه، نخبگی را از یک ویژگی فردی به یک «مسؤولیت اجتماعی» ارتقا میدهد. در این تعریف، نخبه کسی نیست که «به صِرف دارا بودن استعداد و هوش قابل توجّه همچون تافتهای جدا بافته تنها به امیال زودگذر و شخصی فکر کند»؛ بلکه نخبه کسی است که «دغدغه رشد استعدادش را دارد و خود را یک عنصر مؤثر در جامعه تعریف میکند». این جمله، شاید گویاترین توصیف از رسالت نخبه در نگاه رهبر انقلاب باشد: نخبگی، سرمایهای است که با مسؤولیتپذیری معنا مییابد. از آزمایشگاه تا کارخانه؛ پیوند علم و صنعت بخش دیگری از این پیام که برای جامعه دانشگاهی از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ تأکید بر اتصال «میز کار استاد و دانشجو» به «کارگاهها و کارخانجات» است. رهبر انقلاب با اشاره به همجهت شدن ظرفیتهای علم و فناوری و تقویت پیوند نخبگان با شرکتهای دانشبنیان و صنایع، الگویی از «علمِ مسئول» ارائه میدهند که در آن، دانش نه در برج عاج دانشگاهها محبوس، بلکه در خدمت حل مسائل واقعی کشور قرار میگیرد. نمونههایی که در پیام به آنها اشاره شده، از توربینهای ایرانی و آبشیرینکنهای جزایر جنوبی تا فناوریهای رویان و ماهوارههای سنجشی، گواه این ادعاست که این حرکت، دیگر یک آرمان دور نیست؛ بلکه واقعیتی است که در زندگی روزمره مردم ایران جاری است. خیزش علمی؛ پنج الزام راهبردی شاید راهبردیترین بخش پیام، آنجاست که رهبر انقلاب با تجربه «دو جنگ اخیر»، ضرورت «خیزش علمی عمیق و پرشتاب» را مطرح و پنج الزام را برای آن برمیشمارند: - برنامه جدی برای رشد علوم پایه و علوم انسانی، با این تأکید که «هر ملتی به جایی رسیده، از علوم پایه رسیده است». - تمرکز بر حقایق کشفنشده و مرزشکنی در علوم پایه، بهویژه در ریاضیات - میدان دادن به خلاقیت و نوآوری، با تأکید بر «شجاعت علمی برای ابداع و خلق» - خوداتکایی در حل مسائل علمی و فراهم کردن زیرساختها برای کنشگری فراسرزمینی - اتصال صنعت به دانشگاه از آغازین سالهای دانشجویی و تسهیل کسبوکارهای دانشبنیان این پنج محور، در واقع نقشه راهی است که اگر به درستی پیموده شود، میتواند «مرکز ثقل دانش» را از غرب به ایران منتقل کند و کشور را به «مرجعیت علمی و فناوری» برساند. ادبیات پیام؛ حماسه در قالب راهبرد نکتهای که نباید از نظر دور بماند، زیبایی و قدرت ادبی این پیام است. ترکیبهایی چون «پیشرانان قافله افتخار و امید»، «شعله فروزنده انگیزه نخبگان»، «قطره قطره خون نخبگان شهید، طوفانی از اراده و پیشرفت» و «مدال بندگی از معبود یگانه»، نشان از ادبیات و تسلط بی نظیر حضرت آقای عزیزمان دارد که نه تنها جایی نظیر آن را ندیده ام، بلکه همزمان عاطفی، حماسی و الهامبخش است. این زبان، پیام را از یک متن رسمی به یک «سند امید» تبدیل میکند و میتواند در دل و ذهن مخاطب، بهویژه نسل جوان، ماندگار شود. جمعبندی: پیام رهبر انقلاب، در یک نگاه، دعوتی است به «نخبهگیِ مسئولانه»، نخبهای که استعدادش را نه برای خود، بلکه برای «حل مسائل واقعی مردم و کشور» به کار میگیرد و خود را جزئی از «قافله پیشرفت» میداند. برای جامعه دانشگاهی و اساتید، این پیام هم یک «تقدیر» است و هم یک «تکلیف»، تقدیر از زحمات و افتخارآفرینیها و تکلیف برای ساختن نسلی از نخبگان که نه فقط دانشمند، بلکه «عنصر مؤثر جامعه» باشند. دکتر امیر کردکریمی عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان همدان
|