|
هگمتانه، گروه شهروند هگمتانه: آلودگی صوتی پدیدهای خاموش اما ویرانگر است. برخلاف زباله که دیده میشود یا دود که به چشم میآید، سروصدا نامرئی است و به همین دلیل اغلب نادیده گرفته میشود. اما پیامدهای آن بر سلامت جسم و روان شهروندان، از بسیاری آلایندههای ملموس جدیتر است. اختلال خواب، افزایش فشار خون، کاهش تمرکز، تحریکپذیری، افت شنوایی و حتی بیماریهای قلبی-عروقی، تنها بخشی از هزینهای است که جامعه بابت سکوتناپذیری صوتی میپردازد. در چنین شرایطی، بهداشت صوتی نه یک انتخاب فردی، که یک مسؤولیت جمعی است و رعایت آن نیازمند آگاهی، مهارت و اراده شهروندان است. بهداشت صوتی به معنای مدیریت آگاهانه صداهای تولیدی خود و محافظت از فضای شنیداری جمعی در برابر نوفههای مزاحم است. این مفهوم، هم حق سکوت و آرامش دیگران را به رسمیت میشناسد و هم آزادی ما را تا مرز ایجاد مزاحمت برای دیگری محدود میکند. در جهانی که شهرها هر روز شلوغتر و متراکمتر میشوند، رعایت این مرز ظریف اما حیاتی، یکی از شاخصهای بلوغ فرهنگی و اجتماعی شهروندان به شمار میرود. بازشناسی منابع شخصی نخستین گام برای کاهش آلودگی صوتی، بازشناسی منابع شخصی آن است. بسیاری از ما بیآنکه آگاه باشیم، سهم قابل توجهی در شلوغی صوتی شهر داریم. بوق ممتد خودرو، صدای بلند تلویزیون در آپارتمان، موسیقی پرسروصدا در خودرو با شیشههای باز، کار با ابزار برقی در ساعات نامناسب، یا حتی گفتوگو با صدای بلند در فضای عمومی، همگی آلایندههایی هستند که از ما ساطع میشود. نخستین شرط کاهش این آلودگی، پذیرش این حقیقت ساده است: صدایی که برای ما دلنشین یا ضروری است، ممکن است برای همسایه یا عابری دیگر، عذابی بیدلیل باشد. تنظیم بلندی صدا متناسب با بافت فضا و زمان دومین راهبرد، تنظیم بلندی صدا متناسب با بافت فضا و زمان است. سطح صدای مجاز در محیطهای مسکونی در روز 55 دسیبل و در شب 45 دسیبل تعریف شده است، اما شهروند عادی به ندرت با این ارقام آشناست. یک قاعده سرانگشتی ساده میتواند کارگشا باشد: اگر صدای موسیقی یا تلویزیون ما در بیرون از اتاق یا خودرو شنیده شود، احتمالاً بیش از حد بلند است. اگر در پیادهرو صدای مکالمه تلفنی ما به گوش دیگران میرسد، شاید لازم است آرامتر صحبت کنیم. اگر برای اطرافیان ایجاد مزاحمت کردهایم، پذیرش تذکر و تعدیل رفتار، نه نشانه ضعف که نشانه احترام است. پرهیز از بوقزدنهای غیرضروری سومین اصل، پرهیز از بوقزدنهای غیرضروری است. بوق خودرو برای اخطار خطر تعبیه شده، نه برای ابراز خشم، عجله یا خداحافظی. پژوهشهای ترافیکی نشان میدهد درصد بسیار بالایی از بوقها در شهرهای بزرگ غیرضروری و صرفاً ناشی از کمصبری یا عادت است. این بوقها نه تنها گره ترافیک را نمیگشایند، که استرس همگانی را افزایش میدهند و تمرکز رانندگان دیگر را مختل میکنند. ترک عادت بوقزدن، بهویژه در ساعات خلوت شب، یکی از مؤثرترین اقدامات برای ارتقای بهداشت صوتی شهر است. عایقبندی منازل و محل کار چهارمین اقدام، عایقبندی منازل و محل کار است. شهروندانی که در خانههای خود از درب و پنجره دوجداره استفاده میکنند، هم سلامت خود را در برابر آلودگی صوتی بیرون حفظ میکنند و هم صدای تولیدی داخل را به همسایگان منتقل نمیکنند. این سرمایهگذاری کوچک، بازدهی بلندمدت برای سلامت فردی و آرامش جمعی دارد. مدیریت صداهای ابزاری و ساختمانی پنجمین راهبرد، مدیریت صداهای ابزاری و ساختمانی است. استفاده از ابزار برقی پرسروصدا مانند اره، دریل یا چمنزن باید به ساعات میانی روز و دور از زمان استراحت شهروندان محدود شود. همچنین انتخاب ابزار کمصدا و سرویس بهموقع آنها که از افزایش نوفه جلوگیری میکند، بخشی از مسؤولیت شهروندی است. پرهیز از ایجاد مزاحمت صوتی در فضای شهری ششمین اصل، پرهیز از ایجاد مزاحمت صوتی در فضای شهری است. پخش موسیقی با صدای بلند در پارکها، بوستانها و وسایل نقلیه عمومی، حق دیگران برای بهرهمندی از فضای آرام را نقض میکند. فضای عمومی به همه تعلق دارد و هیچکس حق تحمیل سلیقه شنیداری خود بر دیگران را ندارد. استفاده از هدفون برای گوش دادن به موسیقی و پادکست در فضاهای عمومی، نه تنها احترام به دیگران، بلکه نشانهای از بلوغ فرهنگی است. آموزش غیرمستقیم از طریق الگوسازی هفتمین گام، آموزش غیرمستقیم از طریق الگوسازی است. والدینی که در خانه با صدای ملایم گفتوگو میکنند و تلویزیون را در حد نیاز بلند میکنند، به فرزندان خود میآموزند که صدا نیز مانند هر منبع دیگر باید مدیریت شود. رانندهای که بیدلیل بوق نمیزند، در حال آموزش غیرمستقیم به راننده کناری است. همسایهای که هنگام جابجایی مبلمان در ساعات خلوت احتیاط میکند، یادآور همبستگی اجتماعی است. همراهی با سیاستهای کاهش آلودگی صوتی هشتمین اصل، همراهی با سیاستهای کاهش آلودگی صوتی است. بسیاری از کلانشهرها مقرراتی برای محدودیت فعالیت صنوف پرسروصدا، یا الزام به عایقبندی در ساختمانهای جدید دارند. شهروند مسؤول نه تنها این مقررات را رعایت میکند، بلکه با مطالبهگری مدنی، به بهبود و اجرای مؤثرتر آنها نیز یاری میرساند. گفتمانسازی اجتماعی درباره ارزش سکوت نهمین اصل، گفتمانسازی اجتماعی درباره ارزش سکوت است. گاهی بلندی صدا را با قدرت و حضور اجتماعی برابر میدانند، تغییر این باور، نیازمند گفتوگو، بازنمایی رسانهای و بازتعریف هنجارهای جمعی است. سینما، تلویزیون، ادبیات و آموزش رسمی میتوانند به تدریج «فرهنگ سکوت» را نه به مثابه ضعف، که به مثابه احترام و خرد جمعی بازتعریف کنند. در نهایت بهداشت صوتی چیزی نیست جز احترام به سلامت دیگری و بازپسگیری حق آرامش برای همگان. شهری که در آن شهروندان به اندازه کافی سکوت را برای یکدیگر مهیا کنند، شهری است با شهروندانی سالمتر، خوابی عمیقتر، اعصابی آرامتر و روابطی انسانیتر. ساختن چنین شهری از تکتک ما آغاز میشود؛ از تصمیم امروز برای بستن پنجره هنگام پخش موسیقی، از بوق نزدن در ترافیک و از گفتن «آرامتر صحبت کنیم» به جای «بلندتر بگو». منابع: . برود، ب. (2020). «صدا: داستانی از شنیدن و جهان شنیدهشده» - انتشارات وایکینگ . استیونز، ک. (2014). «روانشناسی صدا و ادراک شنیداری» - انتشارات راتلج . سازمان حفاظت محیط زیست ایران. (1399). «پایش و ارزیابی آلودگی صوتی در کلانشهرهای ایران» - گزارش سالانه . شرکت کنترل کیفیت هوای تهران. (1400). «گزارش وضعیت آلودگی صوتی شهر تهران» - معاونت فنی و مهندسی . وزارت راه و شهرسازی. (1396). «مقررات ملی ساختمان - مبحث هجدهم: عایقبندی و تنظیم صدا» . شورای عالی حفاظت محیط زیست. (1378). «آئیننامه اجرایی جلوگیری از آلودگی صوتی» . برگلاند، ب. (2015). «راهنمای جامع آکوستیک زیستی و رفتار انسانی» - انتشارات الزویر . کان، ا. (2013). «چرا سکوت ضروری است؟ مراقبه، خلاقیت و زیستن در عصر نوفه» - انتشارات هارپروان . پژوهشهای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی - دکتر مسعود مطلبیقین: «ارزیابی مواجهه جامعه با آلودگی صوتی و پیامدهای سلامتی آن در مناطق مسکونی تهران» (مجله سلامت و محیط زیست، 1398) . مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی. (1398). «سیاستهای کاهش آلودگی صوتی در شهرهای ایران: آسیبشناسی و راهکارها»
|