|
هگمتانه، گروه شهروند هگمتانه: زندگی شهری امروزی بدون نظم و قانون تقریباً غیرممکن است. یکی از جلوههای بارز این نظم، وضعیت ترافیکی شهرهاست. ترافیک نهتنها یک مشکل فنی یا زیرساختی محسوب میشود، بلکه بهشدت به رفتار و آگاهی شهروندان وابسته است. در واقع، میزان رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و نوع فرهنگ ترافیکی افراد، بازتابی از سطح فرهنگ عمومی و احترام به حقوق دیگران در جامعه است. افزایش بیرویه وسایل نقلیه، تمرکز جمعیت در مناطق مرکزی شهر، ضعف نظام حملونقل عمومی و بیتوجهی به مقررات، از اصلیترین عوامل بروز ترافیک هستند. این مشکل بر همه جنبههای زندگی تأثیر میگذارد؛ از اتلاف زمان گرفته تا افزایش آلودگی هوا، خستگی روانی و حتی حوادث ناگوار رانندگی.
مفهوم قوانین شهروندی و ارتباط آن با ترافیک قوانین شهروندی مجموعهای از دستورالعملها و ارزشهایی هستند که رفتار افراد را در محیط اجتماعی تنظیم میکنند. در فضای ترافیکی، این قوانین به اشکال گوناگون بروز پیدا میکند؛ از رعایت علائم راهنمایی و رانندگی گرفته تا احترام به حق تقدم دیگران در چهارراهها. شهروند قانونمدار کسی است که: به حقوق دیگران در خیابان و مسیر احترام میگذارد؛ به قانون به چشم ابزار نظم اجتماعی نگاه میکند نه محدودیت شخصی؛ در برابر خطاهای دیگران واکنش مسؤولانه و منطقی دارد و از پرخاش یا بیصبری پرهیز میکند. رعایت قوانین ترافیکی در واقع نوعی رفتار مسؤولانه و اجتماعی است که موجب نظم، امنیت و آسایش عمومی میشود. وقتی هر فرد در جامعه سهم خود را در رعایت قانون ایفا کند، تأثیر آن بهصورت مستقیم در کاهش ترافیک و تصادفات دیده میشود.
عوامل مؤثر در شکلگیری ترافیک شهری پدیده ترافیک نتیجه تعامل پیچیدهای از عوامل فنی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی است. برخی از مهمترین دلایل آن عبارتاند از: افزایش خودروهای شخصی: تمایل شهروندان به استفاده از وسیله شخصی به جای حملونقل عمومی سبب افزای خودش در خیابانها و کاهش ظرفیت عبور و مرور شده است. نبود زیرساختهای مناسب حملونقل عمومی: کمبود خطوط اتوبوس تندرو، مترو یا سیستمهای حملونقل اشتراکی موجب فشار به خیابانها میشود. برنامهریزی شهری نادرست: تمرکز مراکز اداری، آموزشی و تجاری در بخشهای محدود از شهر، باعث ازدحام و تراکم ترافیکی در ساعات خاص میشود. رفتارهای ناهنجار رانندگان: مانند توقف دوبل، عبور از چراغ قرمز، بوقهای ممتد، انجام حرکات خطرناک یا سد معبر. نبود آموزش و فرهنگسازی کافی: بخش زیادی از رانندگان و عابران پیاده با حقوق و وظایف شهروندی خود آشنا نیستند.
پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی ترافیک ترافیک تنها یک مشکل فیزیکی نیست؛ بلکه ابعاد روانی، اقتصادی و زیستمحیطی گستردهای دارد: اتلاف وقت و کاهش بهرهوری: میلیونها ساعت کاری هر روز در صفهای طولانی یا ازدحام خیابانها از بین میرود. افزایش آلودگی هوا و صوت: مصرف بیشتر سوخت، انتشار گازهای سمی و سر و صدای خودروها سلامت عمومی را تهدید میکند. افزایش خستگی و استرس اجتماعی: قرار گرفتن طولانی در ترافیک باعث عصبانیت، اضطراب و کاهش آرامش روانی خانوادهها میشود. افزایش تصادفات و تلفات جانی: عدم رعایت قوانین سبب بروز حوادث تلخ و آسیبهای مالی و انسانی میشود.
نقش آموزش و فرهنگ شهروندی در مدیریت ترافیک برای حل بحران ترافیک، توسعه زیرساختها لازم است اما کافی نیست. بخش اصلی راهحل در تغییر رفتار و نگرش شهروندان نهفته است. آموزش مستمر از دوران کودکی تا بزرگسالی میتواند در ارتقای فرهنگ ترافیکی جامعه نقش کلیدی داشته باشد. برخی اقدامات مؤثر در این زمینه عبارتاند از:گنجاندن آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی در مدارس و دانشگاهها؛ برگزاری کارزارهای اجتماعی برای ترویج رفتارهای درست در خیابان؛ تشویق شهروندان قانونمدار از طریق امتیازات یا کاهش هزینههای بیمه؛ استفاده از رسانهها و شبکههای اجتماعی برای ایجاد آگاهی عمومی و برگزاری کارگاههای آموزشی برای رانندگان تاکسی، اتوبوس و موتورسواران.
وظیفه نهادهای اجرایی و مشارکت مردم مدیریت ترافیک یک وظیفه مشترک میان نهادهای اجرایی و شهروندان است. دستگاههای اجرایی باید با نظارت مؤثر، ایجاد میز خدمت و ارتباط نزدیک با مردم، مشکلات ترافیکی را شناسایی و برای رفع آنها برنامهریزی کنند. از سوی دیگر، مردم نیز باید با احترام به قانون و رفتار مسؤولانه در جامعه نقش فعال خود را ایفا کنند. همکاری و اعتماد بین مسؤولان و شهروندان، اساس موفقیت در هر نظام شهری است.
ترافیک، مسألهای چندوجهی ترافیک، مسألهای چندوجهی است که ریشه در رفتار انسانی و سازوکارهای اجتماعی دارد. هیچ طرح مهندسی یا ساخت جادهای نمیتواند بدون تغییر در فرهنگ شهروندی پایدار باشد. رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی، صبوری، احترام به حقوق دیگران، انتخاب حملونقل عمومی و مشارکت در تصمیمسازیهای شهری، میتواند چهره شهر را از آشفتگی و بینظمی به نظم، آرامش و زیبایی تبدیل کند. بهواقع، هر راننده، عابر و شهروند در جامعه شهری یک عامل تعیینکننده است؛ اگر هرکس سهم خود را در مسؤولیت اجتماعی بپذیرد، ترافیک نهتنها کاهش مییابد بلکه به نماد تمدن، اخلاق و رشد فرهنگی جامعه تبدیل میشود.
|