|
شهر چیزی جدا از ما نیست. شهر، جمع رفتارهای روزمره ماست. از نوع رانندگیمان گرفته تا جایی که زبالهمان را میگذاریم. از صدای بوقها تا بوی زبالهها. اگر شهر آشفته است، اول باید بپرسیم: کدام رفتار ما آشفته است؟ یکی از سادهترین اما مؤثرترین رفتارهایی که مستقیماً روی چهرهی شهر اثر میگذارد، همین است: زباله را در بازهی زمانی تعیینشده، یعنی بین ساعت 8 تا 10 شب بیرون بگذاریم. شاید در نگاه اول این موضوع کوچک و حتی بیاهمیت به نظر برسد، اما دقیقتر که نگاه کنیم میبینیم این دو ساعت، مرز بین یک شهر منظم و یک شهر بیسامان است. وقتی زباله زودتر بیرون گذاشته میشود چه اتفاقی میافتد؟ بسیاری از شهروندان از سر عجله، فراموشی یا راحتطلبی، زباله را ساعتها زودتر بیرون میگذارند؛ ظهر، عصر یا حتی صبح. این کار به ظاهر ساده، زنجیرهای از آسیبها را فعال میکند:
زشت شدن چهرهی شهر کیسههای زباله کنار جدولها، جلوی در خانهها، پای درختها و کنار سطلها، اولین چیزی است که چشم هر رهگذری را آزار میدهد. شهری که باید حس نظم، آرامش و زیبایی بدهد، تبدیل میشود به نمایشگاه بینظمی. هیچ طراحی شهری، هیچ گلکاری و هیچ نورپردازی نمیتواند چهره شهری را که کیسه زباله در آن پخش است زیبا کند.
پخش آلودگی و بوی نامطبوع زبالهای که ساعتها در فضای باز میماند، در گرما شروع به تجزیه میکند. بوی نامطبوع تولید میشود، شیرابه زباله روی آسفالت جاری میشود و هوا و زمین را آلوده میکند، این فقط آزار بویایی نیست؛ مسأله سلامت عمومی است.
جذب حیوانات موذی سگهای ولگرد، گربهها، موشها و پرندگان زبالهها را پاره میکنند و محتویات آن را در خیابان پخش میکنند. نتیجه؟ زبالهای که میتوانست جمع شود، تبدیل میشود به صحنهای از آشفتگی و آلودگی.
افزایش هزینههای مدیریت شهری وقتی زباله پخش میشود، نیروهای خدمات شهری باید چند برابر کار کنند: جارو، شستوشو، جمعآوری دوباره، ضدعفونی. یعنی هزینه بیشتر، انرژی بیشتر، فرسودگی بیشتر برای نیروی انسانی. و این هزینه در نهایت از جیب خود شهروندان پرداخت میشود. حالا برعکس؛ اگر همه فقط این دو ساعت را رعایت کنند چه میشود؟ اکنون فرض کنیم شهروندان همدان فقط یک کار را درست انجام دهند: زباله را بین ساعت 8 تا 10 شب بیرون بگذارند. نتیجه چیست؟
شهر تمیزتر میشود اما بدون هزینه اضافی نیازی به بودجه میلیاردی نیست. فقط با تغییر زمان یک رفتار، خیابانها تمیزتر میمانند، زباله کمتر پخش میشود و منظر شهری بهتر میشود.
سلامت عمومی افزایش مییابد هوای پاکتر، زمین تمیزتر، کاهش تجمع حشرات و جوندگان = کاهش بیماریهای عفونی و پوستی و تنفسی.
احترام به نیروی خدمات شهری کارگران خدمات شهری انساناند، نه ماشین. وقتی زباله سر ساعت بیرون گذاشته شود، کارشان انسانیتر، سریعتر و ایمنتر میشود. این یعنی احترام عملی، نه فقط شعار. *****احساس تعلق شهروندی تقویت میشود وقتی شهر تمیز است، مردم بیشتر دوستش دارند، بیشتر مراقبش هستند و کمتر به آن آسیب میزنند. این یک چرخه مثبت است. مشکل اصلی کجاست؟ «من که تنها نیستم» خطرناکترین جمله بزرگترین دشمن نظم شهری این جمله است: «من که تنها نیستم، بقیه هم همین کار را میکنند.» همین منطق شهر را نابود میکند. چون شهر حاصل جمع رفتارهای «من»هاست، نه «دیگران». اگر هرکس مسؤولیت خودش را به گردن جمع بیندازد، جمع هیچوقت درست نمیشود. این فقط قانون نیست؛ قرارداد نانوشتهی شهروندی است. ساعت 8 تا 10 شب فقط یک دستور اداری نیست؛ یک قرارداد اجتماعی است بین: شهروند و همسایهاش شهروند و کارگر خدمات شهری شهروند و کودکانی که فردا در همین خیابان راه میروند وقتی آن را رعایت میکنیم، در واقع داریم میگوییم: «من سهم خودم را برای داشتن شهری بهتر انجام میدهم.»
حرف آخر: شهر آینه ماست اگر شهر زشت است، اگر بو میدهد، اگر آشفته است، اول باید به رفتار خودمان نگاه کنیم. شهر چیزی نیست که شهرداری به ما بدهد؛ چیزی است که ما هر روز میسازیم. با یک کیسه زباله، با یک ساعت درست، با یک تصمیم ساده، از ساعت 8 شب، شهر را تمیز نگه داریم. نه برای شهرداری برای خودمان، برای فرزندانمان، برای شهری که در آن زندگی میکنیم.
|